قرآن ومعارف در کلام امام حسین علیه السلام


قرآن ومعارف در کلام امام حسین علیه السلام  پیوند امام حسین علیه‏السلام و قرآن، بسیار مستحکم و عمیق است. آن حضرت، سخت شیفته‏ ی قرآن بود، به گونه‏ای که مونس و همدم شب و روزشان قرآن بود. این جایگاه ویژه را از میان فرموده‏های آن بزرگوار، درباره‏ی قرآن و واکنش ‏های ایشان در برابر آن کتاب عظیم، می‏توان دریافت. 
 
 
معارف عمیق قرآن 
در روایتی امام حسین علیه ‏السلام مراتب و معارف قرآن کریم را این ‏گونه بیان می ‏فرماید: 
کتاب الله عزوجل علی أربعة أشیاء: علی العبارة والاشارة واللطایف والحقایق. فالعبارة للعوم والاشارة للخواص واللطائف للأولیاء والحقایق للأنبیاء.(1) 
کتاب خدا بر چهار چیز استوار است: عبارات و رمزها (اشاره‏ها) و لطایف و حقایق. عبارات آن برای توده‏ی مردم است. اشاره و رموزات، از آن خواص و بندگان ویژه است. لطایف آن برای اولیا است و حقایق آن نیز برای پیامبران و انبیاء است. 
در این حدیث، امام حسین علیه ‏السلام ضمن بیان این که قرآن، دارای معارف عمیقی است، بهره‏مندی از آن را برای همگان میسر می‏داند. مقصود از «عبارات»، شناخت مفاهیم در حد ترجمه و دانستن معانی لغات است که توده‏های مردم در آن سهم دارند. مقصود از «اشارات قرآن» فهم قرآن است، در حد تفسیر آن است که در حوزه‏ی صلاحیت متخصصان قرآن و مجتهدان تفسیر است که به ابزار تفسیر مجهزند. منظور از «لطایف قرآن»، نکات و برداشت‏هایی است که از حد فهم بیشتر علمای تفسیر، فراتر بوده، شرط ولایت الهی را طلب می‏کند، آنان که دل به خدا سپرده‏اند و خدا سرپرستی آنان را بر عهده گرفته است و از یاران و حواریون خاص پیشوایان معصومند، به حوزه‏ی لطایف قرآن راه یافته، از آن بهره‏مند می‏شوند. مقصود از «حقایق قرآن»، ذات قدسی و مکنون ملکوتی قرآن است که اتصال و تماس با آن، معصوم را می‏سزد و دست دیگران، از آن حوزه، کوتاه است: «لایمسه الا المطهرون».(2( 
 
 
اهمیت آموزش قرآن 
شدت علاقه‏ی امام حسین علیه ‏السلام به قرآن کریم را تا اندازه‏ای می‏توان از حرمت نهادن و تکریم آموزگاران قرآن شناخت، به گونه‏ای که گاهی مورد انتقاد اطرافیان قرار می‏گرفت. یکی از فرزندان امام حسین علیه ‏السلام نزد معلمی به نام عبدالرحمان در مدینه آموزش می‏دید. روزی معلم، سوره‏ حمد را به او آموخت. هنگامی که فرزند، سوره را برای پدر قرائت کرد، امام علیه ‏السلام معلم را فراخواند و هزار دینار و هزار حله به او پاداش داد. وقتی به امام - به سبب پاداش زیاد - اعتراض شد، فرمود: «هدیه‏ی من کجا با تعلیم حمد برابر است».(3)
 
 
فضیلت تلاوت قرآن 
بشر بن غالب اسدی نقل می‏کند: که روزی خدمت امام حسین علیه ‏السلام رسیدم و آن حضرت درباره‏ی ارزش و ثواب خواندن قرآن فرمود: «کسی که یک آیه از قرآن را ایستاده بخواند، برای هر حرفی صد پاداش نیکو برای او نوشته می‏شود. اگر در غیر نماز بخواند، خداوند به هر حرفی، ده پاداش نیکو به او عطا می‏کند. پس اگر قرآن را بشنود، به هر حرفی یک پاداش نیکو به او عطا می‏کند و اگر کسی تمام قرآن را در شب بخواند، فرشتگان بر او تا صبح درود می‏فرستند و اگر در روز ختم کند، فرشته‏های نگهبان تا شب بر او درود می‏فرستند و دعای او برآورده است و به اندازه‏ی آن چه میان آسمان و زمین است، به او پاداش داده می‏شود.»
پرسیدم: این ثواب خواننده‏ی قرآن است؛ اما کسی که نمی‏تواند قرآن بخواند چه؟ فرمود: «ای برادر بنی ‏اسد! در شگفت مباش؛ زیرا خداوند، بخشنده، ستایش کننده و بزرگوار است. اگر آن چه را از قرآن می‏داند، بخواند، خدا این اجر را به او می‏دهد».(4) افتخار به قرآن 
حضرت امام زین العابدین علیه ‏السلام می ‏فرمایند:« شب عاشورا شنیدم پدرم به یارانش می‏فرمود: أثنی علی الله أحسن الثناء و أحمده علی السراء والضراء اللهم انی أحمدک علی أن أکرمتنا بالنبوة و علمتنا القرآن...(5)؛ خداوند را با بهترین ثناها، ثنا گویم و او را بر فراخی و تنگی ستایش می‏کنم. خدایا! تو را به سبب این که ما را با انتخاب پیامبر، از میان ما گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی، ستایش می ‏کنم. 
در این خطبه، حضرت با افتخار به پیامبر صلی الله علیه و آله و قرآن، به همگان می‏فهماند که هر کس قرآن را داشته باشد، شدیدترین و سخت‏ترین مشکلات، پیش چشم او آسان خواهد شد. 
 
 
عشق به قرآن 
امام حسین علیه ‏السلام از دوران کودکی، به این کتاب آسمانی علاقه‏ی فراوانی داشت و در همه‏ی مراحل زندگی، همواره از قرآن سخن می‏گفت و لحظه‏ای از آن جدا نبود. 
محدثان و مورخان نوشته‏اند: در عصر تاسوعا، عمر بن سعد با دریافت پیام از عبیدالله بن زیاد، تصمیم گرفت به محل استقرار امام علیه ‏السلام حمله کند. هنگامی که حضرت از تصمیم او آگاه شد، به برادر خود، حضرت ابوالفضل علیه‏السلام فرمود: «اگر می‏توانی او را متقاعد کن که جنگ را تا فردا به تأخیر بیاندازد، تا ما این شب را به نماز، دعا و استغفار بگذرانیم. خدا می‏داند که من نماز و تلاوت قرآن، دعای فراوان و استغفار را دوست دارم».(6)
علت تعداد کم روایات امام حسین(ع) درباره قرآن کریم
حوادثی که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش آمد، باعث اختلاف مردم درباره‏ی اهل بیت علیه ‏السلام شد. عده‏ای واله و شیدای آنان شده، تنها به آنان اعتماد می‏کردند، عده‏ای از مقام علمی آنان روی گرداندند و دسته‏ای هم کمال عداوت و بغض را درباره‏ی آنان نشان می‏دادند، در صورتی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جملات متعددی تذکر داده بود که اهل بیت علیهم ‏السلام اعلم مردم درباره‏ی قرآنند و آنان در تفسیر و فهم قرآن خطا نمی‏کنند. 
علامه طباطبایی رحمه الله، یکی از بزرگترین صدمات تفسیر قرآن را، دور کردن مردم از اهل بیت علیهم ‏السلام دانسته و می‏فرمایند: این بزرگترین رخنه‏ای بود که در علم قرآن و راه تفکری که به آن دعوت می‏نمود، وارد شد. یکی از گواهان این مطلب، کمی احادیثی است که از اهل بیت علیهم ‏السلام نقل شده است. شما وقتی به آن مقام و احترامی که اهل حدیث، در زمان خلفا داشتند و آن حرص و ولع شدیدی که مردم به گرفتن حدیث داشتند، بنگرید، آن ‏گاه همه‏ی احادیثی را که از امام علی، امام حسن و امام حسین علیهم‏السلام خصوصا درباره‏ی تفسیر قرآن نقل کرده‏اند، به دقت بررسی کرده، بشمرید، چیز عجیبی ملاحظه خواهید کرد.
                                 
 
                                    نمونه ای از رفتارهای امام حسین (ع) که به قرآن نسبت داده شده است.
 
 
گذشت 
الف) از عصام بن مصطلق نقل شده است: وقتی به مدینه وارد شدم، امام حسین علیه ‏السلام را دیدم. از شهرتش در شگفت شدم. حسد مرا واداشت که دشمنی و کینه‏ی خود را آشکار سازم. نزدیک ایشان رفتم و گفتم: تویی پسر ابوتراب؟ (تعبیر به ابوتراب برای امام علی علیه ‏السلام در نظر کوته ‏فکران، نوعی توهین بود.(18) حضرت فرمود: بلی. 
هر چه خواستم، به او و پدرش دشنام دادم؛ ولی حضرت به من نگاه مهربانانه‏ای کرد و فرمود: «أعوذ بالله من شیطان رجیم‌ × بسم الله الرحمن الرحیم × خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلین × و اما ینزغنک من الشیطان نزع فاستعذ بالله انه سمیع علیم».(19)
سپس فرمود: کار را برای خود آسان‏گیر و برای من و خود، از خداوند طلب آمرزش کن. اگر از من یاری بخواهی،تو را یاری‏ می‏کنم و اگر چیزی طلب کنی، به تو می‏بخشم و اگر از من راهنمایی بخواهی، تو را راهنمایی‏ خواهم کرد. 
من از گفته‏ها و رفتار خود پشیمان شدم. حضرت فرمود: «لاتثریب علیکم الیوم یغفرالله لکم و هو أرحم ألراحمین».(20) من از این اخلاق کریمانه، در برابر جسارت‏ها و دشنام‏ها، دوست داشتم به زمین فرو روم. به ناچار از برابر چشم آن حضرت، به میان مردم پناه بردم و الان کسی پیش من از او و پدرش محبوب‏تر نیست.(21)
 
 
ب) روزی غلام امام حسین علیه‏السلام، مرتکب لغزشی شد که سزاوار تنبیه بود. امام خواست او را ادب کند. غلام به حضرت گفت: یا مولای! «والکاظمین الغیظ».(22) امام علیه ‏السلام فرمود: به او کاری نداشته باشید. غلام گفت: «والعافین عن الناس».(23) حضرت فرمود: از تقصیرت گذشتم. غلام گفت: یا مولای! «والله یحب المحسنین».(24) حضرت فرمود: تو را در راه خدا آزاد کردم و دو برابر آن چه به تو بخشیده بودم، از آن تو است.(25) 
آیه‏ی 134 سوره آل عمران، که غلام پرورش ‏یافته در خانه‏ی وحی، آن را تلاوت کرد، سه دستور به پرهیزگاران، در برابر خطاکاران می‏دهد: 
• 1. خویشتن ‏داری در برابر خشم: «والکاظمین الغیظ».
• 2. گذشت: «والعافین عن الناس».
• 3. محبوبیت در پیشگاه الهی: «والله یحب المحسنین».
 
 
فروتنی 
روزی آن بزرگوار، عده‏ای از مسکینان را دید که عباهای خود را زیرانداز کرده‏اند و نان خشکی را، که نزدشان است، می‏خورند. وقتی حضرت را دیدند، ایشان را دعوت کرده، گفتند: یابن رسول ‏الله! بفرمایید. حضرت نشست و با آنان غذا خورد. آن ‏گاه این آیه را تلاوت کرد: «انه لایحب المستکبرین».(26) سپس آنان را دعوت کرده از آنان پذیرایی شایانی فرمود.(27) 
پاسخ بهتر به محبت دیگران 
انس می‏گوید: در خدمت امام حسین علیه ‏السلام بودم. کنیزی داخل شد و شاخه‏ی گلی به امام حسین علیه ‏السلام هدیه کرد. امام در برابر آن، وی را آزاد ساخت. هنگامی که از علت این کار پرسیدم، فرمود: خداوند این ادب را به ما آموخته است، آن جا که می‏فرماید: «و اذا حییتم بتحیة فحیوا بأحسن منها».(28) آن ‏گاه فرمود: تحیت بهتر، همان آزاد کردن او است.(29) 
 
 
استفاده از وسایل مقدس برای هدف مقدس 
در منزل بنی ‏مقاتل، حضرت برای اتمام حجت و دعوت عبیدالله جعفی، به خیمه‏ی او رفت و پس از گفت ‏و گوهایی عبیدالله را به یاری خود فراخواند. عبیدالله گفت: من از مرگ سخت گریزانم؛ ولی اسب معروف خود، «ملحقه» را به شما تقدیم می‏کنم، اسبی که تا به حال، دشمنی را با آن تعقیب نکرده‏ام، جز این که به او رسیده‏ام و هیچ دشمنی با دشمن این اسب، مرا تعقیب نکرده است، مگر این که از چنگال او نجات یافته‏ام. 
امام در پاسخ وی فرمود: «و ما کنت متخذ المضلین عضدا».(30) حال که در این راه، از نثار جان امتناع می‏ورزی، ما نیز نه به تو نیاز داریم و نه به اسب تو؛ زیرا من هیچ ‏گاه گمراه‏کنندگان را دستیار خود قرار نمی‏دهم.(31) 
                                                               امام حسین علیه السلام در قرآن 
 
 
آیات قرآنی درباره امام حسین(ع)
آیات فراوانی درباره‏ی امام حسین علیه ‏السلام وجود دارد. برخی رقم آیات را 128 و برخی دیگر تا 250 آیه ذکر کرده‏اند. برخی از آیات یاد شده، آشکارا درباره‏ی امام حسین علیه ‏السلام نازل شده است و برخی با تفسیر و تأویل مفسران - البته به کمک روایات - برایشان تطبیق شده است. این آیات را از جهات مختلفی می‏توان دسته‏بندی کرد: 
• الف) آیاتی که بر اساس منابع تفسیری و روایی، مربوط به امام حسین علیه‏السلام است: سوره اسراء، 33؛ سوره مریم، 1؛ سوره حج، 60؛ سوره احقاف، 15؛ سوره الرحمن، 22؛ سوره نازعات، 6؛ سوره تكویر، 8؛ سوره فجر، 27؛ سوره التین، 1. 
• ب) آیاتی که بر امام حسین علیه ‏السلام تطبیق شده است:(44) سوره بقره، 84 و 193؛ سوره نساء، 31 و 77 سوره انعام، 62؛ سوره انفال، 75؛ سوره اسراء، 4 و 6؛ سوره مریم، 7؛ سوره حج، 19 و 40؛ سوره عنكبوت، 15؛ سوره صافات، 88 و 89؛ سوره زخرف، 28؛ سوره دخان، 29؛ سوره نبا، 18؛ سوره عبس، 25؛ سوره انشراح، 1. 
• ج) آیاتی که در شأن یا تطبیق بر امام حسن و امام حسین علیهم ‏السلام نازل شده است: سوره آل ‏عمران، 61؛ سوره نساء، 36 و 69؛ سوره انعام، 84؛ سوره نور، 35؛ سوره فرقان، 74؛ سوره احزاب، 40؛ سوره الرحمن، 17؛ سوره واقعه، 89؛ سوره حدید، 12 و 28؛ سوره التغابن، 15؛ سوره فجر، 3؛ سوره بلد، 3 و 9؛ سوره بروج، 3؛ سوره الشمس، 2 و 3؛ سوره فلق. 
• د) آیاتی که مربوط به پنج تن آل ‏عبا یا تعدادی از آنان است، که یکی از آنان امام حسین علیه ‏السلام است: سوره بقره، 124، 60، 54، 37، و 238؛ سوره آل ‏عمران، 7 و 110؛ سوره نساء، 43؛ سوره مائده، 54؛ سوره اعراف، 46 و 157؛ سوره یونس، 63 و 64؛ سوره نحل، 43؛ سوره اسراء، 44؛ سوره مومنون، 1 و 111؛ سوره فرقان، 54، 10 و 57؛ سوره فاطر، 32؛ سوره صافات، 165 و 166؛ سوره شورى، 23؛ سوره طور، 21؛ سوره حشر، 9؛ سوره صف، 4؛ سوره الحاقة، 17؛ سوره انسان، 7؛ سوره مرسلات، 41. 
• ه) آیاتی که مربوط به دوازده امام یا چهارده معصوم علیهم ‏السلام است: سوره بقره، 136، 35، 31 و 256، 143 137 و 261؛ سوره آل ‏عمران، 185، 95، 36 و 200؛ سوره نساء، 59؛ سوره مائده، 56، سوره توبه، 36؛ سوره هود، 91؛ سوره ابراهیم، 24؛ سوره حجر 47، 46، 45، و 75؛ سوره نحل، 90؛ سوره اسراء، 71؛ سوره طه، 115؛ سوره حج، 77؛ سوره نور، 37، 36، و 55؛ سوره احزاب، 12 و 32؛ سوره صافات، 83؛ سوره شورى، 23؛ سوره واقعه، 10؛ سوره انسان، 5؛ سوره كوثر، 1. 
• و) آیاتی که مربوط به حضرت امام علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین علیه ‏السلام و دیگرانی چون حمزه، جعفر، عقیل و حضرت خدیجه علیهم ‏السلام است: سوره آل ‏عمران، 33؛ سوره كهف، 2؛ سوره حج، 40؛ سوره فاطر، 21؛ سوره غافر، 7؛ سوره تحریم، 8؛ سوره مطففین، 22. 
• ز) آیاتی که در ذیل آن ها روایاتی مربوط به امام حسین علیه ‏السلام آمده است که نه از باب شأن نزول و نه از باب تطبیق است: سوره بقره، 196، 195، 49 و 199؛ سوره آل ‏عمران، 49، 45، 34 و 103؛ سوره نساء، 56؛ سوره مائده، 1 و 35؛ سوره انعام، 62؛ سوره اعراف، 199؛ سوره یوسف، 14، 13 و 67؛ سوره اسراء، 7 و 71؛ سوره مریم، 55؛ سوره نور، 31؛ سوره نمل، 40؛ سوره شعراء، 227؛ سوره قصص، 5 و 21؛ سوره احزاب، 23 و 58؛ سوره زمر، 46 و 61؛ سوره غافر، 71؛ سوره مجادله، 7.(45) 
 
 
علت شهرت سوره فجر به نام امام حسین(ع)
محتوای این سوره و روایاتی که در این باره نقل شده است، سر شهرت این سوره به نام امام حسین علیه ‏السلام را آشکار می‏کند: در آغاز این سوره، به سوگندهای متعددی برمی‏خوریم: سوگند به فجر، شب‏های ده گانه، طاق و جفت و... این سوگندها ضمن آن که اهمیت این موارد را می‏رساند، تهدیدی است برای جبارانی که نامشان در آیات بعدی می‏آید. 
پس از سوگندها، از اقوام طغیان‏گر، مانند قوم ثمود، قوم عاد و قوم فرعون و عذابی که بر آنان فرود آمده، یاد شده است. این از سنت الهی است که وقتی قومی طغیان و ستم را به اوج می‏رساند، خداوند زمینه‏ی هلاک و نابودی آنان را فراهم می‏سازد؛ چنان که موسای نجات‏بخش را مأمور رهایی بنی ‏اسرائیل و ویران کردن سلطه‏ی فرعونیان کرد. 
در بخش‏های دیگر سوره، به آزمایش انسان و سرنوشت او، اشاره شده است و در پایان، سخن از عروجی ملکوتی از شخصیت عظیم‏القدری به میان آمده است که به درجه‏ی اطمینان و رضای الهی رسیده است. 
با توجه به این محتوا معلوم می‏شود که برجسته‏ترین مصداق این سوره - اگر نگوییم مصداق کامل - و این شخصیت ملکوتی، امام حسین علیه ‏السلام است؛ زیرا وی همانند موسای کلیم، سلطه‏ی امویان را، که برای نابودی دین خدا کمر همت بسته بودند و با عترت پیامبر دشمنی می‏کردند، در هم کوبید و با عاشورای خونین خویش، فجری از ایمان، عقیده و آزادی را در سیاهی ستم پدید آورد. بنابراین، اگر حکومت شوم بنی ‏امیه را شام مرگ و تیرگی ظلمت بشمار آوریم، نهضت حسینی و خون شهدای کربلا، فجر بود که تاریکی ظلم را شکافت و روزنه‏ای به روز بیداری و فجر گشود. 
دیگر این که حضرت، صاحب «نفس مطمئنه» را برای مردم، با شهامت و از خودگذشتگی خویش معرفی فرمود و همین امر، شاید مهمترین علت شهرت این سوره، به نام امام حسین علیه ‏السلام باشد؛ چنان که در روایتی از امام صادق علیه‏السلام می‏خوانیم:(93) 
سوره‏ی فجر را در هر نماز واجب و مستحب بخوانید که سوره‏ی حسین بن علی علیه‏السلام است و به آن، رغبت نشان دهید. خداوند شما را در رحمت خود قرار دهد! ابواسامه، که در مجلس حاضر بود، عرض کرد: چگونه این سوره، ویژه‏ی امام حسین علیه‏السلام است؟ حضرت فرمود: آیا آیه‏ی(یا أیها النفس المطمئنة...) را نشنیدی؟ منظور از این آیه، امام حسین علیه‏السلام است. او صاحب نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه است. یاران او نیز دودمان رسالت، در روز رستاخیز از خداوند راضی‏اند. خداوند نیز از آنان راضی است.(94) 
نفس مطمئنه نفسی است که با علاقه‏مندی و یاد پروردگار، آرامش می‏یابد و بدان چه او راضی است، رضایت می‏دهد و در نتیجه، خود را بنده‏ای می‏بیند که مالک هیچ خیر و شری و نفع و ضرری برای خود نیست و نیز دنیا را یک زندگی مجازی و داشتن و نداشتن را امتحان الهی می‏داند. بنابراین، اگر در نعمت دنیایی غوطه بزند، به طغیان، فساد و استکبار نمی‏گراید و اگر گرفتار فقر و تنگدستی گردد، به کفر و ترک شکر رو نمی‏آورد، بلکه همچنان در عبودیت پابرجا است. 
بدیهی است که امام حسین علیه‏السلام با همه‏ی وجود، «نفس مطمئنه» را معنا کرد. ناگفته نماند که شاید حکمت توصیه روایات، به خواندن سوره فجر در نمازها این باشد که پیروان حضرت، درخشش در ظلمت شب، شکافتن سینه ستم، آغازگر بودن روز روشن ایمان و امید، مبارزه با طاغوت و اطمینان داشتن به خدا را از ایشان الهام بگیرند. 
در پایان، شایسته است علت نامگذاری این سوره را از قلم مفسر قرآن، آیت‏الله طالقانی بخوانیم: گویا ائمه معصوم علیهماالسلام، از این جهت این سوره را سوره‏ی امام حسین علیه‏السلام نامیده‏اند که قیام و شهادت آن حضرت، در آن تاریکی طغیان، مانند طلوع نور فجر، از نو، منشأ حیات و حرکت گردید. خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آن ها با فرمان ارجعی و با خشنودی، به سوی پروردگار شتافت تا همیشه از دلهای پاک بجوشد و آن ها را به هم پیوسته دارد و راه حیات با عزت، باز و پایه‏های ظلم و طغیان متزلزل گردد و طاغویان را دچار خشم و نفرین کند.(95) . 
 
 
پی نوشت 
(1). بحارالانوار، ج 89، ص 20.
(2). سوره واقعه(56)، آیه‏ 79.
(3). مستدرک الوسائل، ج 13، ص 117.
(4). کافی، ج 6، ص 420.
(5). بحارالانوار، ج 44، ص 392.
(6). بحارالانوار، ج 44، ص 391.
(7). المیزان، ج 5، ص 448.
(8). موسوعة کلمات الامام حسین علیه‏السلام، ص 571-552.
(9). «(یاد کن) روزی را که هر گروهی را با پیشوایان فرامی‏خوانیم.» (سوره اسراء(17)، آیه‏ 71).
(10). سوره شورى(42)، آیه‏ 7؛ امالی، ص 153.
(11). «این دو گروه، دشمنان یکدیگرند که درباره‏ی پروردگارشان با هم ستیز می‏کنند.» (سوره حج(22)، آیه‏ 19).
(12). الخصال، ج 1، ص 42؛ بحارالانوار، ج 31، ص 517.
(13). «سوگند به خورشید و تابندگی‏اش؛ سوگند به ماه چون پی (خورشید) رود؛ سوگند به روز چون (زمین را) روشن گرداند.» (سوره الشمس(91)، آیه‏ 3-1).
(14). تفسیر فرات، ص 562.
(15). «و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن.» (سوره الضحى(93)، آیه‏ 11).
(16). بحارالانوار، ج 24، ص 53.
(17). التوحید، ص 90.
(18). حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام این کنیه را پیش از دیگر کنیه‏هایش دوست می‏داشت. (ر.ک: الغدیر، ج 6، ص 335).
(19). گذشت پیشه کن و به (کار) پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب و اگر از شیطان وسوسه‏ای به تو رسید، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوای دانا است... (سوره اعراف(7)، آیه‏ 200-199).
(20). «امروز بر شما سرزنشی نیست؛ خدا شما را می‏آمرزد و او مهربان‏ترین مهربانان است». (سوره یوسف(12)، آیه‏ 92).
(21). سفینه البحار، باب خلق (خلق امام حسین علیه‏السلام)؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 43، ص 224.
(22). «آنان که خشم خود را فرو می‏خورند». (سوره آل ‏عمران(3)، آیه‏ 134).
(23). «آنان که از مردم می‏گذرند». (سوره آل ‏عمران(3)، آیه‏ 134).
(24). «خدای متعال نیکوکاران را دوست می‏دارد». (سوره آل ‏عمران(3)، آیه‏ 134).
(25). بحارالانوار، ج 44، ص 195.
(26). سوره نحل(16)، آیه‏ 23.
(27). وسائل الشیعه، ج 24، ص 300.
(28). «و چون به شما درود گفته شد، شما به (صوتی) بهتر از آن درود گویید». (سوره نساء(4)، آیه‏ 68).
(29). بحارالانوار، ج 44، ص 195) برای مطالعه بیشتر، ر.ک: محمد جواد مغنیه؛ امام حسین والقرآن، روایت یاد شده، درباره‏ی امام حسین علیه‏السلام نیز آمده است).
(30). سوره كهف(18)، آیه‏ 51.
(31). الامالی، ص 154.
(32). ر.ک: سوره نمل(27)، آیه‏ 24-18.
(33). سوره قصص(28)، آیه‏ 30.
(34). شرح صحیح مسلم، ج 14، ص 179.
(35). سوره یس(36)، آیه‏ 65.
(36). العترة والقرآن، ص 110-109، (به نقل از: مجالس امیرالمؤمنین، ج 1، ص 463؛ روضات الجنات، ص 534).
(37). «مگر پنداشتی اصحاب کهف و رقیم از آیات ما شگفت بوده است؟ (سوره کهف(18)، آیه‏ 9).
(38). ارشاد، ج 2، ص 116.
(39). فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه‏السلام، ص 571؛ «و کسانی که ستم کرده‏اند، بزودی خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت». (سوره شعراء(26)، آیه‏ 227).
(40). همان، ص 585؛ «و بزودی خداوند (شر) آنان را از تو کفایت خواهد کرد، که او شنوای دانا است». (سوره بقره(2)، آیه‏ 137).
(41). دلائل الامامیه، ص 78.
(42). بحارالانوار، ج 45، ص 188؛ تاریخ مدینة، دمشق، ج 6، ص 369.
(43). «یک روز یا نصف روز درنگ کردیم». (سوره کهف(18)، آیه‏ 19).
(44). گرچه بخش اول و دوم آیات را می‏توان جمع کرد و در یک بخش قرار داد، اما با توجه به لسان روایات، این تفکیک، صورت گرفته است. در بخش اول در ذیل آیات، روایات به صراحت می‏فرماید: «الحسین»؛ اما در قسمت دوم، عبارت‏های دیگری به کار رفته است.
(45). ر.ک: تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة؛ الحسین فی القرآن (تأویل آیات القرآن فی سیدالشهداء).
(46). سوره صف(61)، آیه‏ 6.
(47). سوره ص(38)، آیه‏ 26.
(48). سوره مائده(5)، آیه‏ 12؛ سوره اعراف(7)، آیه‏ 155.
(49). پرسش‏ها و پاسخ‏ها، ص 182.
(50). سوره مائده(5)، آیه‏ 54.
(51). سوره بقره(2)، آیه‏ 124.
(52). سوره نمل(27)، آیه‏ 40؛ سوره آل ‏عمران(3)، آیه‏ 7.
(53). ر.ک: پیام قرآن، ج 9، ص 177.
(54). سوره حجر(15)، آیه‏ 9.
(55). ر.ک: الطرائف، ج 2، ص 433.
(56). ر.ک: خلافت و ولایت، ص 17-14؛ امامت و رهبری.
(57). سوره نساء(4)، آیه‏ 59.
(58). کافی، ج 1، ص 286.
(59). الدرالمنثور، ج 2، ص 219؛ تفسیر الصافی، ج 1، ص 343.
(60). تفسیر کبیر، ج 5، ص 53.
(61). سوره نساء(4)، آیه‏ 23.
(62). ر.ک، المیزان، ج 4، ص 311؛ تفسیر نمونه، ج 2، ص 445؛ ج 5، ص 327؛ اصول کافی، ج 1، ص 291؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 14، ص 174.
(63). سوره نساء(4)، آیه‏ 59.
(64). ر.ک: تفسیر نمونه، ج 3، ص 444-435؛ المیزان، ج 4، ص 409؛ ینابیع ‏الموده، ج 1، ص 351-341؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ تفسیر نور الثقلین، ذیل آیه‏ 59 سوره‏ نساء.
(65). سوره اسراء(17)، آیه‏ 33.
(66). تهذیب، ج 6، ص 113؛ مفاتیح ‏الجنان، ص 848؛ بحارالانوار، ج 44، ص 298، 219-218؛ ج 51، ص 30؛ ینابیع الموده، ج 3، ص 243؛ تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ج 1، ص 280.
(67). نورالثقلین، ج 4، ص 182.
(68). سوره احزاب(33)، آیه‏ 33.
(69). الدرالمنثور، ج 6، ص 532.
(70). سوره احزاب(34)، آیه‏ 33.
(71). ر.ک: الغدیر؛ المیزان؛ تفسیر نمونه، ذیل آیه.
(72). همان.
(73). ر.ک: تفسیر کنزالدقائق، ج 11، ص 172-171.
(74). ر.ک: خصال، ج 1، ص 59-58؛ سوره صافات(37)، آیه‏ 107.
(75). ر.ک: طبقات اعلام الشیعه، ج 1، ص 205؛ رجال نجاشی، ص 259.
(76). ر.ک: خصال، ج 1، ص 59.
(77). کافی، ج 1، ص 80.
(78). همان، ص 257-256.
(79). سوره انعام(6)، آیه‏ 124.
(80). پیام قرآن، ج 9، ص 20.
(81). سوره زخرف(43)، آیه‏ 28.
(82). تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ج 1، ص 541؛ تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 420؛ سوره انبیاء(21)، آیه‏ 23.
(83). اقبال الاعمال، ص 545؛ بحارالانوار، ج 14، ص 183-182؛ ج 45، ص 211-210.
(84). مقتل الحسین، ج 2، ص 90-89، (برای آگاهی بیشتر از منابع اهل تسنن، درباره‏ی این موضوع، ر.ک: فضائل الخمسه من الصحاح السته، ص 293).
(85). ر.ک: بحارالانوار، ج 14، ص 183-182.
(86). سوره الرحمن(55)، آیه‏ 22-19.
(87). برای آگاهی بیشتر، ر.ک: المیزان، همان، ص 99 و 100؛ تفسیر نمونه، ج 23، ص 133-124، ذیل آیات 22-19 سوره‏ الرحمن.
(88). تفسیر قمی، ج 2، ص 323-322.
(89). المیزان، همان. ص 103؛ البرهان، ج 5، ص 266.
(90). ر.ک: تفسیر نمونه، ج 25، ص 344-343؛ شواهد التنزیل، ج 2، ص 410-393.
(91). ر.ک: احقاق الحق، ج 3، ص 160.
(92). ر.ک: تفسیر القمی، ج 2 ص 398.
(93). «اقرؤا سورة الفجر فی فرائضکم و نوافلکم فانها سورة الحسین بن علی و ارغبوا فیها رحمکم الله تعالی. فقال له أبوأسامة و کان حاضر المجلس: و کیف صارت هذه السورة للحسین خاصة، فقال: ألاتسمع الی قوله تعالی: «یا ایتها النفس المطمئنة» الآیه انما یعنی الحسین بن علی والنفس المطمئنه الراضیة والمرضیه و أصحابه من آل‏محمد هم الراضون عن الله یوم القیامة و هو راض عنهم».
(94). بحارالانوار، ج 36، ص 131.
(95). پرتوی از قرآن، ج 4، ص 82.