چهل آیه از قرآن در مورد امام حسین علیه السلام


چهل آیه از قرآن در مورد امام حسین علیه السلام  چهل آیه از قرآن در مورد امام حسین(ع)
 
1. آوارگان از وطن‏
سوره حج آیه 40 : اَلّذِینَ اُخْرِجُوا مِنْ دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقّ...
 
آنان‏كه به ناحق از خانه‏هاشان آواره شده (و) جز آن كه مى‏گفتند پروردگار ما خداى یكتاست (جرمى نداشتند)، و اگر خدا رخصت جنگ ندهد و دفع شرّ بعضى از مردم را به بعض دیگر نكند، همانا صومعه‏ها و كلیساها و كِنِشتها و مساجدى كه در آن‏ها نماز و ذكر خدا بسیار مى‏شود، همه خراب و ویران مى‏شد و هر كه خدا را یارى كند البته خدا او را یارى خواهد كرد، كه خدا را منتهاى اقتدار و توانایى است. قال أبوجعفر(ع): نزلت فى على وحمزة وجعفر علیهم السلام ثم جرت فى الحسین(ع). حضرت باقر(ع) فرمود: این آیه درباره على و حمزه و جعفر علیهم السلام نازل شد و در مورد امام حسین(ع) به وقوع پیوست.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 227 ح24 )
 
2. كلمه باقى‏
سوره زخرف آیه 28 : وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِیَةً فِى عَقِبِهِ لَعَلّهُمْ یَرْجِعُونَ.
 
و این خداپرستى را بر همه ذرّیت خود تا قیامت، كلمه باقى گردانید؛ تا همه فرزندانش (به خداى یكتا) رجوع كنند. قال أبوجعفر(ع): إنّها فى الحسین(ع) ینتقل من ولد إلى ولد ولا ترجع إلى أخ ولا عمّ. حضرت باقر(ع) فرمود: این آیه درباره امام حسین(ع) است، كه امامت در نسل او از فرزندى به فرزند دیگر مى‏رسد و به برادر یا عمو باز نمى‏گردد.
 
(بحار الانوار، ج 25 ص 253 ح21 )
 
3. كشته به‏ناحق‏
سوره إسراء آیه 33 : وَ لا تَقْتُلُوا النّفْسَ الّتِى حَرّمَ اللّهُ إِلا بِالْحَقّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیّهِ سُلْطَاناً فَلا یُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ اِنّهُ كَانَ مَنْصُوراً.
 
و هرگز نفس محترمى كه خدا قتلش را حرام كرده مكشید مگر آن كه به حكم حق مستحقّ قتل شود، و كسى كه مظلوم كشته شود، ما به ولىّ او حكومت و تسلّط بر قاتل دادیم، پس در مقام انتقام، آن ولى در قتل و خونریزى اسراف نكند كه او از جانب ما مؤیّد و منصور خواهد بود. عن أبى‏جعفر(ع) فى قوله (ومن قتل مظلوماً...)، قال: هو الحسین بن على(ع)، قتل مظلوماً ونحن أولیاؤه والقائم منّا إذا قام، طلب بثأر الحسین(ع)، فیقتل حتّى یُقال قد أسرف فى القتل. وقال: المقتول الحسین وولیّه القائم والاسراف فى القتل أن یقتل غیر قاتله. (إنه كان منصوراً) فإنه لا یذهب من الدّنیا حتّى ینتصر برجل من آل رسول الله علیهم الصلاة والسلام، یملا الارض قسطاً وعدلاً كما ملئت جوراً وظلماً. از حضرت باقر(ع) در تفسیر آیه (و من قُتل مظلوماً...) نقل شده است كه فرمود: منظور امام حسین(ع) است كه مظلوم كشته شد، و ما (ائمّه) اولیاى دم او هستیم و هنگامى كه قائم از ما قیام كند، به خونخواهى او مى‏پردازد و آنقدر مى‏كشد تا آن كه گفته مى‏شود اسراف كرده است، و اسراف در كشتار آن است كه به جز قاتلش را بكشد. و در تفسیر (انّه كان منصوراً)، حضرت باقر(ع) فرمود: همانا دنیا به پایان نمى‏رسد تا آن كه خداوند مردى از خاندان رسول خدا سلام اللّه علیهم را نصرت عنایت مى‏فرماید كه زمین را پر از عدل و داد مى‏كند پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد.
 
(بحار الانوار، ج 44 ص 218 ح7 )
 
4. تین و زیتون‏
سوره تین آیه 1 : وَالتّینِ وَالزّیْتُونِ.
 
قسم به تین و زیتون. قال أباالحسن(ع): التین الحسن(ع) والزیتون الحسین(ع). حضرت رضا(ع) فرمود: مراد از تین، امام حسن(ع) و مقصود از زیتون، امام حسین(ع) مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 107 ح16 )
 
5. خورشید و ماه‏
سوره شمس آیه 2 : وَالْقَمَرِ اِذَا تَلاهَا.
 
قسم به ماه كه پیرو آفتاب تابان است. عن أبى‏عبدالله(ع) أنّه قال: (والقمر اذا تلاها)، الحسن والحسین علیهما السلام. از حضرت صادق(ع) منقول است كه فرمود: منظور از (والقمر اذا تلاها)، امام حسن و امام حسین علیهما السّلام مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 72 ح6 )
 
6. اهل سجده‏
سوره شعراء آیه 219 : وَتَقَلّبَكَ فِى السّاجِدِینَ.
 
و به انتقال تو در اهل سجود (آگاه است). عن أبى‏جعفر(ع) فى قوله عزّوجل (وتقلّبك فى الساجدین)، قال: فى على وفاطمة والحسن والحسین وأهل بیته(ع). از امام باقر(ع) در تفسیر(وتقلّبك فى السّاجدین) نقل شده است كه فرمود: مراد از اهل سجود على و فاطمه و حسن و حسین و خاندان او علیهم السّلام، مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 372 ح97 )
 
7. نفس مطمئن‏
سوره فجر آیه27 تا 30 : یَا اَیّتُهَا النّفْسُ الْمُطمَئِنّةُ * ارْجِعِى إِلى رَبّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیّةً * فَادْخُلِى فِى عِبَادِى * وَادْخُلِى جَنّتِى.
 
اى نفس دل آرام (به یاد خدا)، به حضور پروردگارت بازآى، كه تو خشنود، و او راضى از تو است، پس در صف بندگان خاصّ من درآى و در بهشت من داخل شو. قال أبوعبدالله(ع): إنّما یعنى الحسین بن على صلوات الله علیهما، فهو ذو النفس المطمئنة الرّاضیة المرضیّة واصحابه من آل محمّد صلوات الله علیهم [هم الرّاضون‏] عن اللّه یوم القیامة وهو راض عنهم. حضرت صادق(ع) فرمود: منظور حسین بن على علیهما السّلام مى‏باشد، و اوست كه داراى نفس آرام، خشنود و مورد رضایت خداست، و پیروانش از خاندان پیامبر صلوات اللّه علیهم، در قیامت از خدا خشنود و خدا نیز از آنان راضى مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 93 ح6 )
 
8. مزد رسالت پیامبر(ص)
سوره شورى آیه 32 : قُل لا اَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ اَجْراً اِلا الْمَوَدّةَ فِى الْقُرْبى...
 
(اى رسول ما! به امّت) بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم كه محبّت مرا در حقّ خویشاوندان منظور دارید. عن ابن‏عبّاس رضى الله عنه، قال: لمّا نزلت الایة (قل لا أسئلكم علیه اَجراً الا المودّة فى القربى)، قلت یارسول الله، من قرابتك الذین افترض الله علینا مودّتهم؟، قال: علىّ وفاطمة ووُلدُهما، ثلاث مرّات یقولها. ابن‏عبّاس مى‏گوید: هنگام نزول این‏آیه به پیامبر عرض كردم: یا رسول اللّه! خویشاوندان شما چه كسانى مى‏باشند كه خداوند دوستى آنها را واجب نموده است؟پیامبر فرمود: على و فاطمه و فرزندانشان، و این جمله را سه بار تكرار فرمود.
 
(بحار الانوار، ج 23 ص 241 ح12 )
 
9. مباهله‏
سوره آل‏عمران آیه 61 : فَمَنْ حَاجّكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْنَائَنا وَاَبْنَائَكُمْ وَنِسَائَنَا وَنِسَائَكُمْ وَاَنْفُسَنَا وَاَنْفُسَكُمْ ثُمّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ.
 
پس هر كس با تو در مقام مجادله برآید پس از آن كه به وحى خدا به احوال او آگاهى یافتى، با او بگو بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود به مباهله برخیزیم و در دعا به درگاه خدا اصرار كنیم تا دروغگو و كافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. قال الرّضا(ع): فأبرز النّبىّ(ص) علیّاً والحسن والحسین وفاطمة علیهم السّلام. حضرت رضا(ع) فرمود: پیامبر(ص) براى مباهله، على و حسن و حسین و فاطمه علیهم السّلام را بیرون آورد.
 
(بحار الانوار، ج 25 ص 223 ح20 )
 
10. وفاكنندگان به نذر
سوره إنسان آیه 7 : یُوفُونَ بِالنّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْماً كَانَ شَرّهُ مُسْتَطِیراً.
 
به عهد خود وفا مى‏كنند و از قهر خدا در روزى كه سختى‏اش همه اهل محشر را فراگیرد، مى‏ترسند. قال الباقر(ع): (یوفون بالنذر) یعنى علیّاً وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام وجاریتهم. حضرت باقر(ع) فرمود: (آنان كه به نذر خود وفا مى‏كنند)، على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام و كنیزشان مى‏باشند.
 
(بحار الانوار، ج 35 ص 240 ح1 )
 
11. تطهیر اهل بیت(ع)
سوره أحزاب آیه 33 : اِنّمَا یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهّرَكُمْ تَطْهِیراً.
 
خدا چنین مى‏خواهد كه هر آلایشى را از شما خانواده نبوّت بزداید و شما را از هر عیب، پاك و منزّه گرداند. قال أبوجعفر(ع): نزلت هذه الایة فى رسول الله(ص) وعلىّ بن أبى‏طالب وفاطمة والحسن والحسین علیهم السّلام. حضرت باقر(ع) فرمود: این آیه در باره رسول خدا(ص) و على بن ابى‏طالب و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام، نازل شده است.
 
(بحارالانوار، ج 35 ص 206 ح1 )
 
12. كشته بى‏گناه‏
سوره تكویر آیه8 و9 : وَ اِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِاَىّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ.
 
و هنگامى كه از دختران زنده به گور شده باز پرسند كه آن بى‏گناهان را به چه گناهى كشتید؟ قال أبوعبدالله(ع): نزلت فى الحسین بن على علیه السلام. حضرت صادق(ع) فرمود: این آیه درباره امام حسین(ع) نازل شده است.
 
(بحار الانوار، ج 44 ص 220 ح13 )
 
13. دو لب‏
سوره بلد آیه 9 : وَلِسَاناً وَشَفَتَیْنِ.
 
و زبان و دو لب به او ندادیم؟ قال أبوجعفر(ع): (وشفتین)، یعنى الحسن والحسین. حضرت باقر(ع) فرمود: و دولب یعنى حسن و حسین.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 282 ح8 )
 
14. لؤلؤ و مرجان‏
سوره الرّحمن آیه 22 : یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ.
 
از آن دو دریا، لؤلؤ و مرجان بیرون مى‏آید. قال أبوعبدالله(ع) فى قوله عزّوجل (یخرج منهما اللؤلؤ والمرجان)، الحسن والحسین علیهم السّلام. امام صادق(ع) در تفسیر آیه فوق فرمودند: لؤلؤ و مرجان،حسن و حسین(ع) مى‏باشند.
 
(بحار الانوار، ج 24 ص 97 ح1 )
 
15. جایگاه نیكان‏
سوره مطفّفین آیه 22 و23 : اِنّ الابْرَارَ لَفِى نَعِیمٍ* عَلَى الارَائِكِ یَنْظُرُونَ.
 
محقّقاً نیكوكاران در بهشت ابد متنعمند * برتختهاى عزّت (تكیه زنند و) نعمت‏هاى خدا را مى‏نگرند. قال جعفر بن محمّد(ع): هم رسول الله(ص) وأمیر المؤمنین وفاطمة والحسن والحسین والائمّة علیهم السّلام. حضرت صادق(ع) فرمود: آنان، رسول خدا(ص) و امیر مؤمنان و فاطمه و حسن و حسین و ائمّه علیهم السّلام مى‏باشند.
 
(تفسیر القمى، ج 2 ص411 )
 
16. لرزاننده جهان‏
سوره نازعات آیه 6 : یَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَةُ.
 
روزى كه (نفخه صور الهى) جهان را بلرزاند. قال أبوعبدالله(ع): الرّاجفة، الحسین بن على (ع). حضرت صادق(ع) فرمود: مراد از الراجفه، امام حسین(ع) است.
 
(البرهان فى تفسیر القرآن، ج‏5، ص‏424)
 
17. دو مغرب عالم‏
سوره الرّحمن آیه 17 : رَبّ الْمَشْرِقَیْنِ وَرَبّ الْمَغْرِبَیْنِ.
 
آن خدایى كه آفریننده دو مشرق و دو مغرب است. قال أمیر المؤمنین(ع): المغربین: الحسن والحسین علیهما السلام. امیر مؤمنان(ع) فرمود: مغربین؛ حسن و حسین علیهما السّلام مى‏باشند.
 
(تفسیر نور الثقلین، ج 5 ص190 )
 
18. نام بى‏سابقه‏
سوره مریم آیه 7 : یَا زَكَرِیّا اِنّا نُبَشّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ یَحْیى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیّاً.
 
اى زكریّا، همانا ما تو را به فرزندى كه نامش یحیى است، و از این پیش همانند و همنامش نیافریدیم، بشارت مى‏دهیم. قال أبوعبدالله(ع): (لم نجعل له من قبل سمیّا) الحسین بن على لم یكن له من قبل سمیّا ویحیى بن زكریّا لم یكن له من قبل سمیّا ولم تبك السّماء إلا علیهما أربعین صباحاً. قال‏[ الراوى‏] قلت ما بكاؤها؟ قال(ع): كانت تطلع حمراء وتغرب حمراء. حضرت صادق(ع) فرمود: امام حسین(ع) و یحیى بن زكریّا، پیش از خودشان، همنامى نداشتند و آسمان نیز جز بر آن دو چهل روز نگریست. راوى پرسید: گریه آن چگونه بود؟ امام صادق(ع) فرمود: خورشید هنگام طلوع و غروب، سرخ مى‏گردید.
 
(بحار الانوار، ج 45 ص 211 ح22 )
 
19. درخت پاكیزه‏
سوره إبراهیم آیه 24 : اَلَمْ تَرَ كَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیّبَةٍ اَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِى السّمَاءِ.
 
اى رسول ما ندانستى كه چگونه خدا كلمه پاكیزه را به درختى زیبا مثل زده كه اصل ساقه آن برقرار باشد و شاخه آن بر آسمان است. روى عن ابن‏عبّاس قال: قال جبریل(ع) للنبىّ(ص): أنت الشجرة وعلىّ غصنها وفاطمة ورقها والحسن والحسین ثمارها. ابن‏عبّاس مى‏گوید:جبرئیل به پیامبر(ص) گفت: تو به منزله آن درخت مى‏باشى و على شاخه آن و فاطمه برگ آن و حسن و حسین میوه‏هاى آن مى‏باشند.
 
(مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 3 ص312 )
 
20. قربانى بزرگ‏
سوره صافّات آیه 107 : وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ.
 
و او را به ذبح بزرگى فدا ساختیم. عن الفضل قال سمعت الرّضا(ع) یقول: لما أمر الله عزّوجل إبراهیم أن یذبح مكان ابنه إسماعیل الكبش الذى أنزله علیه، تمنّى إبراهیم أن یكون قد ذبح ابنه إسماعیل بیده وأنه لم یؤمر بذبح الكبش مكانه لیرجع إلى قلبه ما یرجع إلى قلب الوالد الذى یذبح أعزّ وُلده علیه بیده فیستحق بذلك أرفع درجات أهل الثواب على المصائب. فأوحى الله عزّوجل إلیه: یا إبراهیم من أحبّ خلقى إلیك؟ فقال: یاربّ ما خلقتَ خلقا هو أحبّ إلىّ من حبیبك محمّد، فأوحى الله إلیه: أفهو أحبّ إلیك أم نفسك؟ قال: بل هو أحب إلىّ من نفسى، قال: فولده أحب إلیك أم ولدك؟ قال: بل ولده. قال: فذبح ولده ظلماً على أیدى أعدائه أوجع لقلبك أو ذبح ولدك بیدك فى طاعتى؟ قال: یاربّ بل ذبحه على أیدى أعدائه أوجع لقلبى. قال: یا إبراهیم فإن طائفة تزعم أنّها من أمّة محمّد ستقتل الحسین ابنه من بعده ظلماً وعدواناً كما یذبح الكبش ویستوجبون بذلك سخطى. فجزع إبراهیم لذلك وتوجّع قلبه وأقبل یبكى. فأوحى الله عزّوجل یا إبراهیم قد فدیت جزعك على ابنك إسماعیل لو ذبحته بیدك بجزعك على الحسین وقتله وأوجبت لك أرفع درجات أهل الثواب على المصائب. وذلك قول الله عزّوجل: (وفدیناه بذبحٍ عظیم). فضل مى‏گوید: حضرت رضا(ع) مى‏فرمود: هنگامى كه خداوند به حضرت ابراهیم(ع) امر نمود تا گوسفندى را كه بر او فرستاده بود، به جاى فرزندش اسماعیل، قربانى كند، ابراهیم آرزو كرد كه كاش فرزندش اسماعیل را با دستش ذبح كرده و مأمور به كشتن گوسفند به جایش نمى‏شد، تا بدین وسیله بر دلش بگذرد آنچه بر دل پدرى مى‏گذرد كه عزیزترین فرزندانش را به دست خودش قربانى كرده باشد و بدین جهت سزاوار بالاترین مراتب ثواب مصیبت‏زدگان گردد. پس خداوند به او وحى فرمود: اى ابراهیم! محبوبترین بندگانم در نزد تو چه كسى است؟ ابراهیم عرض كرد: پروردگارا! كسى را كه محبوب‏تر از حبیب خودت محمّد، در نزد من باشد، نیافریده‏اى. پس خداوند به او وحى فرمود: آیا او نزد تو محبوب‏تر است یا خودت؟ابراهیم عرض كرد: البتّه او را از خودم عزیزتر مى‏دانم. خطاب شد: آیا فرزند او نزد تو عزیزتر است یا فرزندت؟ عرض كرد: البتّه فرزندش. خطاب شد: آیا كشتن فرزندش از روى ستم، به دست دشمنانش بیشتر دلت را مى‏آزارد، یا قربانى نمودن فرزندت به دست خودت براى اطاعت از من؟ عرض كرد: البتّه كشته شدنش به دست دشمنانش دلم را بیشتر به درد مى‏آورد. خداوند خطاب فرمود: اى ابراهیم! همانا مردمى كه خود را به دروغ از پیروان محمّد مى‏دانند، فرزندش حسین را پس از رحلت او از روى ستم و كینه مى‏كشند، همان‏گونه كه گوسفند كشته مى‏شود، و از این جهت دچار خشم من مى‏گردند.حضرت ابراهیم از این سخنان بى‏تاب شد و دلش آزرده گشت و شروع به گریستن نمود.پس خداوند عزّوجل خطاب فرمود: اى ابراهیم! به تحقیق كه فدا كردم بى‏تابیت بر فرزندت اسماعیل را چنان‏چه او را به دستت ذبح مى‏كردى، به بى‏قراریت بر حسین و كشته شدنش، و بالاترین مراتب ثواب مصیبت‏زدگان را برایت واجب نمودم. سپس حضرت رضا(ع) فرمود: و این است معنى فرمایش خداوند عزّوجل: (و فدیناه بذبحٍ عظیم).
 
(بحار الانوار، ج 12 ص 124 ح1 )
 
21. كربلا در اشارات قرآنى‏
سوره مریم آیه 1 : كهیعص‏
 
كهیعص سعد بن عبدالله قال سألت القائم(ع) عن تأویل كهیعص قال(ع): هذه الحروف من أنباء الغیب اطلع الله علیها عبده زكریّا ثم قصّها على محمّد علیه وآله السلام وذلك أن زكریّا سأل الله ربّه أن یعلّمه أسماء الخمسة فأهبط علیه جبرئیل(ع) فعلّمه إیّاها. فكان زكریّا إذا ذكر محمّداً وعلیّاً وفاطمة والحسن علیهم السلام سرى عنه همّه وانجلى كربه وإذا ذكر اسم الحسین خنقته العبرة ووقعت علیه البهره. فقال(ع) ذات یوم: إلهى ما بالى إذا ذكرت أربعة منهم تسلّیت بأسمائهم من همومى وإذا ذكرت الحسین تدمع عینى وتثور زفرتى؟ فأنبأه الله تبارك وتعالى عن قصّته فقال كهیعص، فالكاف اسم كربلا والهاء هلاك العترة الطاهرة والیاء یزید وهو ظالم الحسین والعین عطشه والصّاد صبره. فلمّا سمع ذلك زكریّا لم یفارق مسجده ثلاثة أیّام ومنع فیهن الناس من الدّخول علیه وأقبل على البكاء والنحیب وكان یرثیه: إلهى أتفجّع خیر جمیع خلقك بولده؟ إلهى أتنزل بلوى هذه الرزیّه بفنائه؟ إلهى أتلبس علیّاً وفاطمة ثیاب هذه المصیبة؟ إلهى أتحلّ كربة هذه المصیبة بساحتهما؟ ثم كان یقول: إلهى ارزقنى ولداً تقرّ به عینى على الكبر فإذا رزقتنیه فافتنّى بحبّه ثم افجعنى به كما تفجع محمّداً حبیبك بولده. فرزقه الله یحیى وفجعه به. وكان حمل یحیى ستة أشهر وحمل الحسین(ع) كذلك الخبر. سعد بن عبداللّه مى‏گوید: از حضرت مهدى(عج) در باره تأویل آیه كهیعص، سؤال نمودم، ایشان فرمودند: این حروف از اخبار غیبى است كه خداوند بنده‏اش زكریّا را از آن آگاه كرد، سپس آنرا بر محمّد كه بر او و خاندانش درود باد بیان نمود. و آن چنین بود كه زكریّا از خدا درخواست كرد كه نام پنج تن را به وى یاد دهد، پس خداوند جبرئیل را بر او نازل فرمود و آن را به وى تعلیم داد. پس زكریّا هر وقت كه نام محمد و على و فاطمه و حسن و حسین را بر زبان مى‏آورد، اندوهش از او زدوده مى‏شد و سختى‏اش برطرف مى‏گردید ولى چنان‏چه اسم حسین را برزبان جارى مى‏كرد، گریه گلویش را مى‏فشرد و به نَفَس زدن مى‏افتاد. پس روزى عرض كرد: بارالها! مرا چه مى‏شود كه چنان‏چه چهارتن از آنان را بخوانم، به بركت نامهایشان، از غم‏هایم رهایى مى‏یابم ولى اگر حسین را بخوانم، چشمم گریان مى‏شود و آه از درونم بر مى‏خیزد؟ پس خداوند تبارك و تعالى او را از آن واقعه آگاه ساخت و گفت: كهیعص، كه كاف اشاره به نام كربلاست و هاء دلالت بر هلاكت خاندان پاك حسینى و یاء اشاره به یزید دارد كه ظالم حسین است و عین نشانگر عطش و صاد نمایانگر صبر حسین است. زكریّا پس از شنیدن آن مطالب به مدّت سه روز از محلّ عبادتش بیرون نیامد و مردم را نیز به حضور نپذیرفت و به گریه و زارى پرداخت و در سوگ امام حسین چنین مى‏گفت: پروردگارا! آیا بهترین تمامى بندگانت را دچار مصیبت فرزندش مى‏كنى؟ خداوندا! آیا آفت این مصیبت را پیرامونش فرود مى‏آورى؟ پروردگارا! آیا جامه‏هاى این غم را بر اندام على و فاطمه مى‏پوشانى؟ خداوندا! آیا این اندوه را به ساحت آندو فرود مى‏آورى؟ سپس مى‏گفت: بارالها! در پیرى فرزندى عنایتم فرما كه مایه روشنى چشمم گردد، پس از آن مرا در محبّتش بى‏قرار گردان، سپس در غم مرگش مرا سوگوار نما همان‏طور كه محبوبت محمّد را به فرزندش(حسین) سوگوار نمودى.پس خداوند یحیى را به حضرت زكریّا عطا فرمود و سپس او را به مصیبتش دچار ساخت.و مدّت باردارى یحیى همانند امام حسین(ع)، شش ماه بود.
 
(بحار الانوار، ج 44 ص 223 ح1 )
 
22. فرمان‏هاى الهى‏
سوره نحل آیه 90 : اِنّ اللّهَ یَأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاحْسَانِ وَاِیتاءِ ذِى الْقُرْبى وَیَنْهى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْىِ یَعِظُكُمْ لَعَلّكُم تَذَكّرُونَ.
 
همانا خداوند فرمان به عدل و احسان مى‏دهد و به بذل و بخشش به خویشاوندان امر مى‏كند و از افعال زشت و منكر و ظلم نهى مى‏كند و به شما پند مى‏دهد باشد كه موعظه خدا را بپذیرید. قال أبوجعفر(ع): (وایتاء ذى القربى) الحسن والحسین والائمّة من ولده(ع). حضرت باقر(ع) فرمود: (ذى القربى): حسن و حسین و امامان از فرزندانش(ع) مى‏باشند.
 
(تفسیر كنز الدّقائق، ج 7 ص259 )
 
23. بشارت‏داده‏شدگان به بهشت‏
سوره كهف آیه 2 : قَیّماً لِیُنْذِرَ بَاْساً شَدِیداً مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشّرَ الْمُؤْمِنینَ الّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّالِحَاتِ اَنّ لَهُمْ اَجْراً حَسَناً.
 
تا با این كتاب خلق را از عذاب سخت خدا بترساند،و اهل ایمان را كه اعمال آنها نیكوست، به اجر بسیار نیكو بشارت دهد. عن ابن‏عبّاس فى قوله تعالى (ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات)، قال: یبشّر محمّدٌ بالجنّة علیّاً وجعفراً وعقیلاً وحمزة وفاطمة والحسن والحسین. از ابن‏عبّاس در تفسیر (ویبشر المؤمنین الذین یعملون الصّالحات) آمده است:حضرت محمّد(ص) بشارت مى‏دهد بهشت را به على و جعفر و عقیل و حمزه و فاطمه و حسن و حسین.
 
(بحار الانوار، ج 41 ص 17 ح10 )
 
24. تعلیم اسماء به آدم(ع)
سوره بقره آیه 31 : وَعَلّمَ آدَمَ الاسْماءَ كُلّهَا ثُمّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ اَنْبِئُونِى بِاَسْماءِ هؤُلاءِ اِنْ كُنْتُم صَادِقینَ.
 
و خدا همه اسماء را به آدم تعلیم فرمود، آن‏گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: خبر دهید مرا به اسماء اینان اگر راست مى‏گویید. قال الامام الحسن العسكرى(ع): (وعلم آدم الاسماء كلّها) أسماء أنبیاء الله، وأسماء محمّد صلّى الله علیه وآله وعلى وفاطمة والحسن والحسین، والطیبین من آلهما وأسماء خیار شیعتهم وعتاة أعدائهم. امام حسن عسكرى(ع) فرمود: (وعلّم آدم الاسماء كلّها)، مراد نامهاى پیامبران الهى و نامهاى محمّد صلّى‏اللّه علیه و آله و على و فاطمه و حسن و حسین و پاكان از خاندانشان و نامهاى برگزیدگان از شیعیانشان و سركشان از دشمنانشان، مى‏باشد.
 
(تفسیر الامام الحسن العسكرى، ج‏1 ، ص217 )
 
25. فراموشى آدم(ع)
سوره طه آیه 115 : وَلَقَدْ عَهِدْنَا اِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِىَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً.
 
و ما با آدم عهدى بستیم و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم . عن أبى‏عبدالله(ع) فى قوله (ولقد عهدنا الى آدم من قبل) كلمات فى محمّد وعلى وفاطمة والحسن والحسین والائمّة(ع) من ذرّیّتهم. از حضرت صادق(ع) در تفسیر (ولقد عهدنا الى آدم من قبل) آمده است:سخنانى درباره محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین و امامان از خاندانشان(ع) بوده است.
 
(الكافى، ج 1 ص 416 ح‏23)
 
26. چنگ زدن به ریسمان الهى‏
سوره بقره آیه 256 : فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالعُرْوَةِ الْوُثْقى لا انْفِصَامَ لَهَا...
 
كار دین به اجبار نیست، راه هدایت و گمراهى بر همه كس روشن گردید؛ پس هر كه از راه كفر برگردد و به راه ایمان و پرستش خدا گراید؛ به رشته محكم و استوارى چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست و خداوند شنوا و داناست. عن جابر عن أبى‏جعفر(ع)، قال: ((قال رسول الله(ص): من أراد أن یتمسّك بعروة الله الوثقى التى قال الله تعالى فى كتابه فلیوال علىّ بن أبى‏طالب والحسن والحسین، فإنّ الله یحبهما من فوق عرشه)). جابر از حضرت باقر(ع) نقل مى‏كند كه فرمود: پیامبر خدا(ص) فرمود: هركس بخواهد كه به رشته محكم خدا چنگ زند، همان‏كه خداوند تعالى در كتابش بیان كرده است، پس به ولایت بگیرد علىّ بن ابى‏طالب و حسن و حسین را، كه خداوند از فراز عرشش آن دو را دوست مى‏دارد.
 
(كامل الزّیارات، ج 49 ح6 )
 
27. والدین و ذى‏القربى‏
سوره نساء آیه 36 : وَاعْبُدُوا اللّهَ وَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ اِحْسَاناً وَبِذِى الْقُرْبى...
 
و خداى یكتا را بپرستید و هیچ چیزى را شریك وى نگیرید و نسبت به پدر و مادر و خویشان نیكى و مهربانى كنید... عن الصّادق(ع) فى قوله تعالى (واعبدوا الله ولا تشركوا به شیئاً وبالوالدین إحساناً)، قال: إنّ رسول الله(ص) وعلىّ بن أبى‏طالب(ع) هما الوالدان، (وبذى القربى) قال: الحسن والحسین علیهما السلام. حضرت صادق(ع) در تفسیر (واعبدوا اللّه و لا تشركوا به شیئاً و بالوالدین احساناً) فرمود: همانا رسول خدا(ص) و على بن ابى‏طالب(ع)، دو پدر مى‏باشند و مراد از (وبذى القربى): حسن و حسین (ع) مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 23 ص 269 ح19 )
 
28. پدر و پسر
سوره بلد آیه 3 : وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ.
 
و قسم به پدر و فرزندان او. قال أبوجعفر(ع): (ووالد وما ولد): هو على بن أبى‏طالب(ع) وما ولد الحسن والحسین(ع). حضرت باقر(ع) فرمود: (ووالدٍ) منظور على بن ابى‏طالب(ع) و (وما ولد) حسن و حسین(ع) است.
 
(بحار الانوار، ج 23 ص 269 ح18 )
 
29. دورشدگان از عذاب الهى‏
سوره تحریم آیه 8 : یَوْمَ لا یُخْزِى اللّهُ النّبِىّ وَالّذِین آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعى بَیْنَ اَیْدِیهِمْ وَبِاَیْمَانِهِمْ...
 
در آن روزى كه خداوند پیغمبر و گرویدگان به او را ذلیل نمى‏سازد، در آن روز نور آنها در پیش رو و سمت راست ایشان مى‏رود... عن ابن‏عبّاس، (یوم لا یخزى الله النبىّ): لا یعذّب الله محمّداً، (والذین آمنوا معه): لا یعذّب على بن أبى‏طالب وفاطمة والحسن والحسین وحمزة وجعفراً. ابن‏عبّاس روایت مى‏كند كه منظور از (یوم لایخزى اللّه النبى)، یعنى آن‏كه خداوند محمّد(ص) را عذاب نمى‏كند، و مقصود از (والذین آمنوا معه) آن است كه: خداوند، على بن ابى‏طالب و فاطمه و حسن و حسین و حمزه و جعفر را عذاب نمى‏كند.
 
(بحار الانوار، ج 8 ص 67 ح8 )
 
30. پاداش تقوا و ایمان‏
سوره حدید آیه 28 : یَا اَیّهَا الّذِینَ آمَنُوا اتّقُوا اللّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِكُمْ كِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَیَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ.
 
اى كسانى كه به حق گرویدید! متّقى شوید و به رسولش ایمان آورید تا خدا به شما از رحمتش دو بهره عنایت فرماید و نورى شما را عطا كند كه بدان راه پیمایید و از گناه شما درگذرد و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. عن أبى‏عبدالله(ع) فى قوله (یؤتكم كفلین من رحمته)، قال: الحسن والحسین صلوات الله علیهما. حضرت صادق(ع) در تفسیر (یؤتكم كفلین من رحمته) فرمود: منظور از كفلین: حسن و حسین(ع) مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 9 ص 242 ح142 )
 
31. بلند مرتبگان‏
سوره ص آیه 75 : قَالَ یَا اِبْلِیسُ مَا مَنَعَكَ اَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَىّ اَسْتَكْبَرْتَ اَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِینَ.
 
خدا به شیطان فرمود: اى ابلیس! تو را چه مانع شد كه به موجودى كه من به دو دست خود آفریدم سجده كنى، آیا تكبّر كردى یا از بلندرتبگان بودى؟ عن أبى‏سعید الخدرى، قال: كنا جلوساً مع رسول الله(ص) إذ أقبل إلیه رجل فقال: یارسول الله، أخبرنى عن قول الله عزّوجل لابلیس (أستكبرت أم كنت من العالین)، فمن هم یا رسول الله الذین هم أعلى من الملائكة؟ فقال رسول الله(ص): أنا وعلى وفاطمة والحسن والحسین، كنا فى سرادق العرش نسبّح الله وتسبّح الملائكة بتسبیحنا قبل أن یخلق الله عزّوجل آدم بألفى عام، فلمّا خلق الله عزّوجل آدم، أمر الملائكة أن یسجدوا له ولم یأمرنا بالسجود، فسجدت الملائكة كلهم إلا إبلیس، فانه أبى أن یسجد، فقال الله تبارك وتعالى (أستكبرت أم كنت من العالین)، أى من هؤلاء الخمس المكتوب أسماؤهم فى سرادق العرش. از ابوسعید خدرى نقل شده است كه گفت: در خدمت پیامبر خدا(ص) نشسته بودیم كه ناگهان مردى آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! مرا درباره فرمایش خدا به ابلیس: (أستكبرت أم كنت من العالین)، خبرده، اى پیامبر خدا! آنان كه از فرشتگان برترند چه كسانى مى‏باشند؟ پیغمبر خدا(ص) فرمود: من و على و فاطمه و حسن و حسین، دو هزار سال پیش از آن‏كه خداوند عزّوجل آدم را بیافریند، در سرادق عرش در حال تسبیح خدا بودیم و فرشتگان هم به پیروى از ما به تسبیح مشغول بودند، پس هنگامى كه خداوند عزّوجل آدم را آفرید، فرشتگان را فرمان داد تا او را سجده كنند و ما را امر به سجود ننمود، پس تمام ملائك بجز ابلیس سجده كردند و او از سجده امتناع ورزید، پس خداوند تبارك و تعالى فرمود: (آیا تكبّر نمودى یا از بلندرتبگان بودى؟) یعنى آن‏كه از این پنج تن كه نامهایشان در سرادق عرش نوشته شده است.
 
(بحار الانوار، ج 15 ص 21 ح34 )
 
32. عامل پذیرش توبه آدم(ع)
سوره بقره آیه 124 : وَاِذِ ابْتَلى اِبْرَاهیمَ رَبّهُ بِكَلِمَاتٍ فَاَتَمّهُنّ قَالَ اِنّى جَاعِلُكَ لِلنّاسِ اِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرّیّتى قَالَ لا یَنَالُ عَهْدِى الظّالِمِینَ.
 
بیاد آر هنگامى كه خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد خدا بدو گفت: من تو را به پیشوایى خلق برگزینم، ابراهیم عرض كرد: این پیشوایى را به فرزندان من نیز عطا فرمایى؟ فرمود: كه عهد من هرگز به مردم ستمكار نخواهد رسید. عن المفضّل عن الصّادق جعفر بن محمّد(ص)، قال سألته عن قول الله عزّوجل (وإذ ابتلى إبراهیم ربّه بكلمات)، ما هذه الكلمات؟ قال: هى الكلمات التى تلقّاها آدم من ربّه فتاب علیه، وهو إنّه قال: یاربّ أسألك بحقّ محمّد وعلىّ وفاطمة والحسن والحسین اِلا تبت علَىّ، فتاب الله علیه، إنّه هو التّواب الرّحیم. فقلت له یابن رسول الله فما یعنى عزّوجل بقوله (أتمهن)؟ قال: یعنى أتمّهنّ إلى القائم(ع) إثناعشر إماماً، تسعة من وُلد الحسین(ع) الخبر. مفضّل از امام صادق(ع) درباره فرموده خداوند عزّوجل (وإذ ابتلى ابراهیم ربّه بكلمات)، سؤال مى‏كند كه (كلمات) چه بوده است؟ امام فرمود: همان جملاتى است كه حضرت آدم از پروردگارش دریافت نمود و خداوند او را آمرزید و چنین بود كه عرض كرد: پروردگارا! ترا به حقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین مى‏خوانم تا كه مرا بیامرزى، پس خداوند او را بیامرزید همانا كه او بسیار آمرزنده و مهربان است. راوى عرض مى‏كند: اى فرزند پیامبر خدا! پس مراد از فرموده خداوند عزّوجل (أتمّهن) چیست؟ امام فرمود: یعنى خداوند سلسله امامت را تا حضرت قائم(ع) كامل نمود؛ دوازده امام كه نُه بزرگوارشان از فرزندان حسین(ع) مى‏باشند.
 
(بحار الانوار، ج 11 ص 177 ح24 )
 
33. یارى‏شدگان خداوند
سوره غافر آیه 51 : إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالّذِینَ آمَنُوا فِى الْحَیَاةِ الدّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الاشْهَادُ.
 
ما البتّه رسولان خود و اهل ایمان را هم در دنیا نصرت مى‏دهیم و هم روز قیامت كه گواهان به شهادت برخیزند به مقامات بهشتى پاداش مى‏دهیم. عن أبى‏بصیر عن أَبى‏جعفر(ع) قال: تلا هذه الایة (إننا لننصر رسلنا والذین آمنوا فى الحیاة الدنیا ویوم یقوم الاشهاد). قال: الحسین بن على(ع) منهم ولم ینصر بعد، ثم قال: والله لقد قتل قتلة الحسین(ع) ولم یطلب بدمه بعد. ابوبصیر روایت مى‏كند كه حضرت باقر(ع) این آیه را (إنّا لننصر رسلنا...) تلاوت كرد و فرمود: حسین بن على از آنهاست و هنوز نصرت نیافته است. سپس فرمود: قسم به خدا قاتلان حسین كشته شدند ولى هنوز انتقام خونش گرفته نشده است.
 
(بحار الانوار، ج 45 ص 298 ح6 )
 
34. اجازه جنگ به ستم‏دیدگان‏
سوره حج آیه 39 : اُذِنَ لِلّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأنّهُمْ ظُلِمُوا وَاِنّ اللّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.
 
رخصت (جنگ) به (مؤمنان) كه (دیگران) با آنها كارزار مى‏كنند، داده شد زیرا آنها از دشمن ستم كشیدند و خدا بر یارى آنها قادر است. عن أبى‏خالد الكابلى عن أبى‏جعفر(ع) قال: سمعته یقول فى قول الله عزّوجل: (اُذن للّذین یقاتلون بأنهم ظلموا وأن الله على نصرهم لقدیر). قال: علىٌ والحسن والحسین(ع). ابوخالد كابلى از حضرت باقر(ع) نقل مى‏كند كه در تفسیر فرمایش خداى عزّوجل (أذن للّذین یقاتلون...) مى‏فرمود: درباره على و حسن و حسین علیهم السّلام مى‏باشد.
 
(بحار الانوار، ج 45 ص 297 ح4 )
 
35. ناراحتى در وقت حاملگى و زایمان‏
سوره أحقاف آیه 15 : وَوَصّیْنَا الانْسَانَ بِوَالِدَیْهِ اِحْسَاناً حَمَلَتْهُ اُمّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً...
 
و ما انسان را به احسان در حقّ پدر و مادر سفارش كردیم، مادر با رنج و زحمت بار حمل كشید و باز با درد و مشقّت وضع حمل نمود و سى ماه تمام مدّت حمل و شیرخوارى بود تا وقتى كه طفل به حدّ رشد رسید و آدمى چهل ساله گشت آن‏گاه سزد كه عرض كند: خدایا مرا بر نعمتى كه به من و پدر و مادر من عطا فرمودى شكر بیاموز و به كار شایسته‏اى كه رضا و خوشنودى تو در اوست موفّق دار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها من به درگاه تو به دعا باز آمدم و از فرمانبرداران تو شدم. قال أبوعبدالله(ع): أتى جبرئیل رسول الله فقال له: السّلام علیك یا محمّد، ألا أبشّرك بغلام تقتله أمّتك من بعدك؟ فقال: لا حاجة لى فیه، قال: فانقض إلى السماء ثم عاد إلیه الثانیة فقال مثل ذلك، فقال: لا حاجة لى فیه، فانعرج إلى السماء ثم انقض علیه الثالثة فقال له مثل ذلك، فقال لا حاجة لى فیه، فقال: إنّ ربّك جاعل الوصیّة فى عقبه فقال: نعم. ثم قام رسول الله فدخل على فاطمة فقال لها: إن جبرئیل أتانى فبشرنى بغلام تقتله أمتى من بعدى، فقالت: لا حاجة لى فیه، فقال لها: إن ربّى جاعل الوصیّة فى عقبه، فقالت: نعم إذن قال: فانزل الله تبارك وتعالى عند ذلك هذه الایة فیه: (حملته أمّه كرهاً ووضعته كرها) لموضع إعلام جبرئیل إیاها بقتله، فحملته كرهاً بأنه مقتول ووضعته كرهاً لانه مقتول. حضرت صادق(ع) فرمود: جبرئیل بر رسول خدا نازل شد و عرض كرد: سلام بر تو اى محمّد! نمى‏خواهى بشارتت بدهم به فرزندى كه امّتت پس از رحلت تو او را به قتل مى‏رسانند؟پیامبر فرمود: مرا به او نیازى نیست. امام صادق(ع) فرمود: جبرئیل به آسمان رفت، سپس براى بار دوّم به حضور پیامبر بازگشت و همان مطالب را بازگو نمود. پیامبر فرمود: مرا به او نیازى نیست. جبرئیل در آسمان اوج گرفت و سوّمین بار بر پیامبر فرود آمد و مطالب پیشین را بازگو نمود، پیامبر فرمود: مرا به او نیازى نیست. جبرئیل عرض كرد: پروردگارت امامت را در نسل او قرار مى‏دهد. پیامبر فرمود: آرى. سپس پیامبر خدا از جا برخاست و بر فاطمه وارد شد و فرمود: همانا جبرئیل نزد من آمد و مرا به فرزندى بشارت داد كه امّتم پس از مرگم او را خواهند كشت. حضرت زهرا فرمود: مرا به او نیازى نیست. پیامبر فرمود: همانا پروردگارم امامت را در نسل او قرار مى‏دهد. حضرت زهرا فرمود: رضایت مى‏دهم.امام صادق(ع) فرمود: پس خداوند تبارك و تعالى در آن هنگام این آیه را درباره حسین(ع) نازل فرمود: (حملته أمه كرهاً ووضعته كرهاً...)، پس به علّت اطّلاع دادن جبرئیل به حضرت زهرا در مورد كشته شدن امام حسین(ع)، از روى اكراه بار حملش را كشید؛ چون كه مى‏دانست كشته مى‏شود و به همین علّت نیز با اكراه وضع حمل نمود.
 
(بحار الانوار، ج 44 ص 233 ح18 )
 
36. انسان در گرو اعمال خویش‏
سوره طور آیه 21 : وَالّذِینَ آمَنُوا وَاتّبَعَتْهُمْ ذُرّیّتَهُمْ بِإِیمانٍ اَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرّیّتَهُم وَما اَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَىْ‏ءٍ كُلّ امْرِءٍ بِما كَسَبَ رَهِینٌ.
 
و آنان كه به خدا ایمان آوردند و فرزندانشان هم در ایمان پیرو ایشان شدند ما آن فرزندان را به آنها برسانیم و از پاداش عمل فرزندان هیچ نكاهیم كه هر نفسى در گرو عملى است كه بر خود اندوخته است. عن ابن‏عباس فى قوله تعالى (والذین آمنوا واتبعتهم ذرّیتهم بإیمان ألحقنا بهم ذرّیتهم)، قال: نزلت فى النبى وعلى وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام. ابن‏عبّاس مى‏گوید: این آیه درباره پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام نازل شده است.
 
(بحار الانوار، ج 25 ص 241 ح22 )
 
37. گریه آسمان و زمین‏
سوره دخان آیه 29 : فَمَا بَكَتْ عَلَیْهِمُ السّمَاءُ وَالاَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنْظَرِینَ.
 
و بر مرگ آن گذشتگان هیچ چشم زمین و آسمان نگریست و بر هلاكشان مهلت ندادند. عن إبراهیم النخعى قال: خرج أمیر المؤمنین صلوات الله علیه، فجلس فى المسجد واجتمع أصحابه حوله وجاء الحسین(ع) حتى قام بین یدیه، فوضع یده على رأسه، فقال: یابنىّ إنّ الله عیّر أقواماً فى القرآن فقال: (فما بكت علیهم السماء والارض وما كانوا منظرین) وأیم الله لیقتلنّك ثم تبكیك السماء والارض. ابراهیم نخعى نقل مى‏كند: حضرت امیرمؤمنان(ع) در مسجد نشسته بودند و اصحابشان گرداگرد ایشان اجتماع نموده بودند، در این هنگام امام حسین(ع) آمدند و در برابر پدر ایستادند پس على(ع) دستشان را بر سر امام حسین(ع) گذاردند و فرمودند: فرزندم! همانا خداوند گروه‏هایى را در قرآن سرزنش كرد و فرمود: (فمابكت علیهم السماء والارض وماكانوا منظرین)، و قسم به خدا البتّه تو را خواهند كشت و سپس آسمان و زمین برایت خواهد گریست.
 
(بحار الانوار، ج 45 ص 290 ح16 )
 
38. بیمارى ابراهیم(ع)
سوره صافّات آیه88 و: 89 فَنَظَرَ نَظْرَةً فِى النّجُومِ * فَقَالَ إِنّى سَقِیمٌ.
 
آن‏گاه به ستارگان آسمان نگاهى كرد و با قومش گفت كه من بیمارم. عن أبى‏عبدالله(ع) فى قول الله عزّوجل (فنظر نظرة فى النجوم فقال إنى سقیم)، قال: حسب فرأى ما یحلّ بالحسین(ع) فقال إنى سقیم لما یحلّ بالحسین (ع). حضرت صادق(ع) در تفسیر آیه‏هاى فوق فرمود: حضرت ابراهیم در حساب ستارگان آنچه بر امام حسین(ع) وارد مى‏شود را دید پس گفت: من از آنچه بر حسین(ع) نازل مى‏گردد، بیمار گشتم.
 
(الكافى، ج 1 ص 465 ح5 )
 
39. سركشى بزرگ‏
سوره إسراء آیه 4 : وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِى إِسْرَائِیلَ فِى الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنّ فِى الاَرْضِ مَرّتَیْنِ وَلَتَعْلُنّ عُلُوّاً كَبِیراً.
 
و در كتاب خبر دادیم كه شما بنى‏اسرائیل دوبار حتماً در زمین فساد و خونریزى مى‏كنید و تسلّط و سركشى سخت ظالمانه مى‏یابید. عن أبى‏عبدالله علیه السلام فى قول الله عزّوجل: (وقضینا إلى بنى إسرائیل فى الكتاب لتفسدنّ فى الارض مرتین)، قال: قتل أمیر المؤمنین علیه السلام وطعن الحسن بن علىّ علیهما السلام، (ولتعلنّ علوّاً كبیراً) قتل الحسین بن علىّ علیه السلام. حضرت صادق در تفسیر آیه (وقضینا إلى بنى إسرائیل فى الكتاب لتفسدنّ فى الارض مرّتین) فرمود: مراد قتل امیرمؤمنان(ع) و شهادت حسن بن على(ع) است، و فرمود: (ولتعلنّ علوّاً كبیرا) یعنى كشتن حسین بن على(ع).
 
(كامل الزّیارات، ص 60 ح1 )
 
40. ابراهیم و آتش‏
سوره ابراهیم آیه 69 : قُلْنَا یَا نَارُ كُونِى بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْرَاهِیمَ.
 
ما خطاب كردیم كه اى آتش سرد و سالم براى ابراهیم باش. عن جابر عن أبى‏جعفر(ع) قال: قال الحسین(ع) لاصحابه قبل أن یقتل: إنّ رسول الله(ص) قال لى: یا بنىّ إنّك ستساق إلى العراق، وهى أرض قد التقى بها النبیّون واوصیاء ، وهى أرض تدعى عمورا، وإنّك تستشهد بها ویستشهد معك جماعة من أصحابك لا یجدون ألم مسّ الحدید، وتلا: (قلنا یا نار كونى برداً وسلاماً على إبراهیم) یكون الحرب برداً وسلاماً علیك وعلیهم. جابر از حضرت باقر(ع) نقل مى‏كند: امام حسین(ع) پیش از شهادت به اصحابش فرمود: رسول خدا(ص) به من فرمود: فرزندم! به زودى تو را روانه عراق مى‏كنند و آن سرزمینى است كه پیامبران و جانشینان آنها از آن عبور كرده‏اند و آن سرزمینى است كه «عمورا» نامیده مى‏شود و تو در آن جاشهید مى‏شوى وجماعتى از یارانت كه درد تماس آهن را احساس نمى‏كنند نیز همراه تو شهید مى‏شوند؛و آنگاه حضرت این آیه را تلاوت كرد(قلنا یا نار...)جنگ سرد و سلامت بر تو و یارانت مى‏شود.
 
(بحار الانوار، ج 45 ص 80 ح6 )