امام باقر(ع)

 

 امام‌ باقر(ع) مي‌فرمايد: روزي‌ يكي‌ از همسران‌ آن‌ حضرت‌ به‌ وي‌ گفت: يا رسول‌ الله! چرا به‌ خود اينقدر زحمت‌ مي‌دهي؟ در حالي‌ كه‌ يك‌ بندة‌ آمرزيده‌ هستي. پيامبر(ص) پاسخ‌ داد: اَوَلا اَكُونُ‌ عَبداً‌ شَكُوراً؟ يعني‌ آيا بندة‌ شكرگزاري‌ نباشم؟

امام‌ باقر(ع) فرمود: روزي‌ ياران‌ و اصحاب‌ پيامبر اسلام(ص) به‌ گردم‌ هم‌ نشسته‌ بودند، و هركسي‌ به‌ حسب‌ و نسب‌ خود مي‌نازيد و از حسب‌ و نسب‌ خود مي‌گفت. در اين‌ گفتگوي‌ حساس، عمربن‌ خطاب‌ به سلمان فارسی گفت: تو هم‌ حسب‌ و نسب‌ خود را بگو. سلمان‌ گفت: من‌ بندة‌ خدا هستم، گمراه‌ و تهيدست‌ و برده‌ بودم‌ خداوند به‌ بركت‌ وجود پيامبر(ص)، مرا هدايت‌ كرد و بي‌ نياز و آزاد نمود، اين‌ است‌ حسب‌ و نسب‌ من‌ اي‌ عمر! در همين‌ وقت‌ پيامبر(ص) حاضر شد و از مضمون‌ گفتگوي‌ آنها باخبر گشت، به‌ اصحاب‌ خطاب‌ كرد و فرمود: شرف‌ مرد، دين‌ و ايمان‌ اوست، آبروي‌ مرد خلق‌ و خوي‌ اوست،ريشه‌ و اصل‌ مرد، عقل‌ اوست، سپس‌ آية‌ 13 سورة‌ حجرات‌ را تلاوت‌ فرمود كه‌ ترجمه‌اش‌ اين‌ است: اي‌ مردم‌ جهان، ما شما را از يك‌ مرد و زن‌ آفريديم‌ و به‌ شكل‌ دسته‌ها و قبيله‌ها(ي‌ مختلف) درآورديم‌ تا همديگر را بشناسيد، همانا گرامي‌ترين‌ شما نزد خداوند، پرهيزكارترين‌ شما است