|
عاشورای خونین حضرت علی اصغر(ع) عبدالحسین آقابزرگی(عبد) |
|
ازهمه مظلوم تر گویی علی اصغر(ع) است |
زآنکه سیمینه گـلـویـش از همه نازکتر است |
|
هیچگه کودک کشی را فـخر نبود در جهان |
این چنین کو کرد درجور و شرارت هم سراست |
|
کودک ششه ماهه یی کو ناتوان است در دفاع |
کـی سـزوار آ نـسان ، تـیغ تـیـز و خنجر است |
|
می زده از تشنگی لـه لـه ، عـد و بـد با خبر |
همچنان نظاره گر اورا دهان چون آذراست |
|
غنچهء لب تشنه رااز جرعه ای کردی دریغ؟ |
تیرتیزش چون نهی چون خود به حال پرپراست |
|
آخرای نامردمان این طفل مهمان شما است |
اکرمواالضیف جمله ای کز گفته ء پیغمبراست |
|
لـعـن بـادا بر شما! ای شوم بختان شقی |
هـمچنین بـر بـا نی وآنکـو امیرلشکر است |
|
نیست جایز ذبح حیوان جنب حیوا نی د گر |
این چه ذبحی از مقابل خواهرش هم ناظر است |
|
کودکی بی جنگ کشتن کـی همی باشدهنر |
نی سلاح و نی زره حتی ورا اندر براست |
|
بـرشما جمله ملا ئک بـا غلاظند و شـداد |
زشت کشتی از شما نـزد خدای اکبراست |
|
من ندانم این همه بیداد ازچه در جهان |
جـاری بـر آ ل نبی و خاندان حیدر است؟ |
|
بـرفلاکت گشته است تـاریخ از سوی بشر |
آ نچه رااز بـهـر ما باقی اندر دفتر است |
|
در منای عشق یک باب الحوائج ای شگفت |
شـیرخـواری ازحسین(ع)در پیشگاه داوراست |
|
بر محمد(ص)این حسین(ع)مانده است تنها یادگار |
تشنه شش ماهه اش اینک چوپوراختر است |
|
آمده است گویی ندایی ، از دل عرش: کای حسین (ع) |
کاندرآن هنگامه ای چونان که فوق محشراست |
|
غم مخورهرگز زبی شیری پورت ،ای حسین(ع) |
از سوی دادار، اورا دایه های بر تراست |
|
(عبد)منگر کودک است این که یا نامش اصغر(ع)است |
گــربخواهـد اهــل عـا لـم را ، هـمـو خـواهـشگراست |