ذکر يا حفيظ يا عليم
 

  

 آيت الله آقاي حاج شيخ محمد علي اراکي قدس سره فرمودند: دخترم- که همسر حجت الاسلام آقاي حاج سيد آقاي اراکي است- مي خواست به مکه مشرف شود و مي ترسيد نتواند در اثر ازدحام حجاج طوافش را کامل و راحت انجام دهد؛ من به او گفتم: اگر به ذکر" يا حَفيظُ يا عَليمُ" مداومت کني خدا به تو کمک خواهد کرد.

او مشرف به مکه شد و برگشت. در مراجعت يک روز براي من تعريف مي کرد که من به آن ذکر مداومت مي کردم و به بحمدالله اعمالم را راحت انجام مي دادم تا آن که يک روز در موقع طواف جمعي از سوداني ها و ازدحام عجيبي را در مطاف مشاهده کردم.

قبل از طواف با خود فکر مي کردم که من امروز چگونه در ميان اين همه جمعيت طواف مي کنم، حيف که من در اين جا محرمي ندارم تا مواظب من باشد و مردها به من تنه نزنند. ناگهان صدايي شنيدم که به من مي گويد: متوسل به امام زمان (ع) شو تا بتواني راحت طواف کني.

گفتم: امام زمان (عج) کجاست؟

گفت: همين آقاست که جلوتر مي روند.

نگاه کردم ديدم آقاي بزرگواري پيش روي من راه مي رود و اطراف او به قدر يک مترخالي است و کسي در آن حريم وارد نمي شود.

همان صدا به من گفت: وارد اين حريم بشو و پشت سر آقا طواف کن. من فوراً پا در حريم گذاشتم و پشت سر حضرت ولي عصر(ع) مي رفتم و به قدري نزديک بودم که دستم به پشت آقا رسيد.

آهسته دست به پشت عباي آن حضرت گذاشتم و به صورتم ماليدم و مي گفتم: آقا قربانت بروم! اي امام زمان فدايت بشوم! و به قدري مسرور بودم که فراموش کردم به آقا سلام کنم.

خلاصه همين طور هفت شوط طواف را بدون آن که بدني به بدنم بخورد و آن جمعيت انبوه براي من مزاحمتي داشته باشد انجام دادم.

و تعجب کردم که چگونه از اين جمعيت انبوه کسي وارد اين حريم نمي شود. آقاي اراکي مي گويد: چون او تنها خواسته اش همين بود سؤال و حاجت ديگري از آن حضرت نداشته است.

منبع:

مهدي موعود، ترجمه جلد سيزدهم بحارالانوار، صص 358-361( نقل از کمال الدين).