شب قدر و اجابت
دعا
امام علي
عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و
سرنوشتها) فرو فرستاده ميشود، پس از درگذشت پيامبر نيز اين شب صاحباني دارد.» شب
قدر، بزرگترين، شريفترين، پر ارجترين و پر رمز و رازترين شبها در گردونه زمان
است كه قلمها در وصفش ميشكنند و زبانها در توصيفش قاصر و عقل و تدبيرها در فهم
آن مبهوت و متحير ميمانند.
شبي كه به
فرموده امام صادق عليه السلام قلب رمضان به شمار ميآيد. بهترين شب سال، شب قدر است
كه خداوند در قرآن كريم آن را شبي پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه
بيان ميكند.
آيا به راستي
بركتي بالاتر از اين هست كه يك شب هم تراز هزار ماه يعني 30 هزار شب يا 83 سال و 4
ماه قرار گيرد؟
چرا اين شب
«شب قدر» ناميده شده است؟ چه اسراري در آن نهفته و چه وقايع و حوادثي در آن رخ داده
و ميدهد؟
مفسران قرآن
كريم با استفاده از قرآن و احاديث پيشوايان معصوم دين درباره نامگذاري اين شب به
«شب قدر» مطالب و دلايل زيادي آوردهاند.
شب قدر يعني
شب بزرگ و باعظمت، زيرا در قرآن كريم «قدر» به معناي منزلت و بزرگي خدا آمده است.
(حج /74)
همه مقدرات بندگان نيز در طول سال در اين شب رقم ميخورد. (دخان /4)
همچنان كه
امام رضا عليه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از اين سال تا سال بعد
پيش خواهد آمد مقدر ميفرمايد از زندگي يا مرگ، از خوب يا بد يا روزي، پس آنچه
خداوند در اين شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمي خواهد بود.»
البته اين
امر هيچ گونه تضادي با آزادي اراده انسان و مساله اختيار ندارد زيرا تقدير الهي به
وسيله فرشتگان طبق شايستگيها و لياقتهاي افراد و ميزان ايمان و تقوا و پاكي نيت و
اعمال آنهاست.
بدون شك
مفاهيمي چون وعده و وعيد، انذار و بشارت، كيفر و پاداش در قرآن و روايات بدون اراده
و اختيار انسان بي معنا خواهد بود.
حضور انسان
در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوههايي از حضور اراده و اختيار انسان است.
بزرگترين اشتباه درباره حقيقت مشيت الهي اين است كه گروهي خود را صاحب همه چيز
ميدانند و تصور ميكنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار
كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسووليت و اخلاق.
گروهي ديگر
نيز فكر ميكنند انسان موجودي مجبور است كه هيچ اختيار و آزادي ندارد و همه چيز
توسط قضا و قدر تعيين ميشود.
در حالي كه
حقيقت امري ميان اين دو نظر است يعني نه جبر قضا و قدر و نه واگذاري مطلق به
بندگان، چرا كه بعضي از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام ميدهيم مثل
خوردن، آشاميدن، رفتن، آمدن و ... و در بعضي ديگر از كارها همچون به دنيا آمدن،
از دنيا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نيست.
در شب قدر
فرشتگان بسياري به زمين ميآيند به طوري كه زمين بر آنها تنگ ميشود، لذا آن را «شب
قدر» ناميدهاند زيرا يكي از معاني «قدر» به معناي ضيق و تنگ است (اطلاق /7) و در
اين شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسيله فرشته صاحب قدر بر پيامبر صلي الله عليه
و آله نازل شد.
پنهان بودن شب قدر
شب قدر در
طول سال بيش از يك شب نيست و آن شب نيز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. اين
مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هيچ گونه شك و ترديدي در آن وجود ندارد؛ زيرا
از سويي خداوند در قرآن ميفرمايد: «ماه رمضان ماهي است كه قرآن در آن نازل شده
است.» (بقره /185)
و از سوي
ديگر در آيه اول سوره قدر ميخوانيم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستاديم.» از
همراه كردن اين دو آيه مباركه به يكديگر چنين نتيجهگيري ميشود كه شب قدر خارج از
ماه مبارك رمضان نيست و حتما در اين ماه قرار دارد.
بنابر روايات
اسلامي خداوند اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روي
آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذيراي آن
باشند.
وقت قيامت و
ظهور امام زمان (عج) را نيز مخفي كرده تا اهل معصيت آنها را دستاويزي براي نيل به
مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بيشتري از خود نشان
دهند. بر همين مبنا شب قدر مخفي است و زمان دقيق آن مشخص نيست.
امام علي
عليه السلام دليل مخفي بودن شب قدر را در اين ميداند كه مومنان شبهاي بيشتري را
قدر بدانند و به آرزوي درك فضيلت آن به كارهاي نيك و عبادت بيشتري پرداخته و از
معاصي و زشتيها دوري گزينند و در پرستش خداوند تلاش بيشتري نمايند.
از سوي ديگر
شب قدر بايستي مخفي باشد زيرا اگر شب خاصي معين ميشد، برخي افراد بر اثر توفيق شب
زندهداري و احيائ آن به عُجب و غرور مبتلا ميشدند اما هنگامي كه زمان آن معين
نباشد، بر اثر مواظبت بيشتر، ملكات فاضله در نفسشان راسختر ميشود و در نتيجه از
بركات و فيوضات بيشتري در اين شبها بهرهمند ميشوند.
اگر اين شب
معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زيرا مردم همواره براي هر چه كه از ديد
آنها مخفي است، احترام بيشتري قائلند.
شب
قدر
-ما قرآن
را، در شب قدر، فرو فرستاديم.
تو شب قدر را
چگونه شبي ميداني؟
شب قدر، از
هزار ماه بهتر است.
در آن شب
فرشتگان و روح (جبرئيل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود ميآورند.
آن شب، تا
سپيده دمان، همه، سلام است و سلامت.
آيا
كدامين شب؟
اين امر بزرگ
چيست؟ و اين شب كدام است؟
آن شب
فرخنده، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟
آن شب كه از
هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟
آن شب، كه
فرشتگان فرود ميآيند، و روح (جبرئيل)(1) نيز فرود ميآيد، كدامين است؟
آن شب، كه
فرمانها و تقديرها را به زمين ميآورند، و بر طبق حكمت بر مينهند، و معين
ميدارند؟ …
آن شب، كه تا
سپيده دمان، همه آنات و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ايمني
است و فرخندگي؟…
اين واقعيت
بزرگ، كه با "فعل مضارع" بيان شده است، و استمرار را ميرساند چيست: "تنزل الملائكة
و الروح …" فرشتگان و روح، همي فرود آيند، و همي فرود آيند، به كجا؟
آري، فرشتگان
و روح، در هر سال، در شب هنگام "قدر" پيوسته فرود آيند، و به "اذن خدا"، هر "امري"
و "تقديري" را فرود آورند… اين امر چگونه است؟ اين فرشتگان نزد چه كسي ميروند، و
فرمانها و تقديرها را به چه كسي ميسپارند؟ آنجا كه روح بزرگ فرود ميآيد كجاست؟ و
آن آستان مقدس، و مطلع نور، و مركز ناموس، كه "كل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب
آن فرود آورده ميشود، كدام آستان است؟ در شب قدر، فرودگاه فرشتگان آسمان، در كدام
سرمنزل قدس، و مهبط مطهر است؟
شب
قدر است و طي شد نامه هجر
آن شب، كه
بايد شكوائيه هجران را در نورديد، و به اميد وصل و ديدار بيدار نشست، و از جام طهور
"سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟
از ابوذر
غفاري روايت است كه گفت: به پيامبر خدا گفتم: اي پيامبر! آيا شب قدر و نزول
فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پيامبران وجود دارد، و چون پيامبران از جهان
رفتند، ديگر شب قدري نيست (پيامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قيام قيامت هست."
آن شب، كه
شاعر حافظ قرآن، با الهام گرفتن از قرآن، آن شب را "شب وصل" مينامد، و نامه هجران
را، در آن شب، طي شده و پايان يافته ميخواند، كدام شب نوراني و دل افروز است؟ شبي
كه بايد در عاشقي ثابت قدم بود، در طلب كوشيد، و بيدار ماند و ديدار جست و احيا
گرفت، و به نيايش پرداخت، و كار خير كرد، و صالحات به جا آورد، و به نيازمندان
رسيد، و دانايي طلبيد، و مذاكره علم كرد؟(2) شبي كه در آن، كاري بياجر نخواهد
ماند؟ شبي كه بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، و آن يار آواره از ديار، و پنهان
رخسار، با دردمنديهاي عاشقانه ناليد، و ديدار روي او را از خداي طلبيد؟ … كدام شب
عزيز است؟
شبي
در هر سال
چنانكه از
آيههاي "سوره قدر"(3)، بروشني فهميده ميشود، در هر سال شبي هست، كه از هزار ماه –
به ارزش، و قدر و فضيلت – برتر است.(4) و اين شب، در هر سال، هست. و در هر سال، يك
شب، شب قدر است. در اين شب، فرشتگان به همراه بزرگ خويش (روح) به زمين ميآيند، و
هر امر و فرمان و تقديري، كه از سوي خدا معين شده است – براي يك سال، تا شب قدر سال
آينده – فرود ميآورند.
آنچه از
احاديثي كه در تفسير اين سوره، و تفسير آيات آغاز سوره "دخان" و جز آن رسيده است،
فهميده ميشود، اين است كه فرشتگان در شب قدر مقدرات يك ساله را به نزد "ولي مطلق
زمان" ميآورند، و بر او عرضه ميدارند و به او تسليم ميكنند. اين واقعيت، همواره،
بوده است و خواهد بود. در روزگار پيامبر اكرم، محل نزول فرشتگان شب قدر، آستان
مصطفي صلي الله عليه و آله بوده است. اين امر مورد قبول همگان است. امر ديگري كه
مورد قبول است اين است كه پس از پيامبر اكرم نيز "شب قدر" هست، چنانكه در "قرآن
كريم"، در "سوره قدر" و "سوره دخان" بروشني ذكر شده است، كه شب قدر، در هر سال هست،
رشيد الدين ميبدي، مفسر معروف سني، ميگويد:
برخي
گفتهاند: اين شب قدر، به روزگاران پيامبر صلي الله عليه و آله بود، و سپس از ميان
رفت. اما چنين نيست، زيرا كه همه اصحاب پيامبر و علماي اسلام معتقدند كه شب قدر، تا
قيام قيامت، باقي است.(5)
شيخ طبرسي
نيز، در اين باره، روايتي از ابوذر غفاري نقل ميكند:
- از ابوذر
غفاري روايت است كه گفت: به پيامبر خدا گفتم: اي پيامبر! آيا شب قدر و نزول
فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پيامبران وجود دارد، و چون پيامبران از جهان
رفتند، ديگر شب قدري نيست ؛ پيامبر فرمود: "نه، بلكه شب قدر، تا قيام قيامت هست."
درباره اين
امر شناختي مهم، احاديث متعدد رسيده است، و اين موضوع عظيم قرآني، مورد تشريح و
توضيح قرار گرفته است. از اين جمله است حديث ديگري، كه در كتاب "اصول كافي" نقل شده
است. در اين حديث، از قول امام جعفر صادق عليه السلام چنين آمده است:
علي عليه
السلام بسيار ميفرمود، كه هر گاه دو تن از اصحاب نزد پيامبر صلي الله عليه و آله
بودند، و آن حضرت سوره "انا انزلناه" را با خشوع و گريه تلاوت ميكرد، ميگفتند:
چقدر در برابر اين سوره حساسي؟ ميفرمود: "اين حساسيت براي چيزي است كه چشمانم ديده
است، و جانم نيوشيده است. و پس از من، جان اين مرد (اشاره به علي) خواهد نيوشيد".
ميپرسيدند: تو چه ديدهاي، و او چه خواهد ديد؟ پيامبر صلي الله عليه و آله در پاسخ
آنها روي خاك مينوشت: "تنزل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر. در شب قدر
فرشتگان و روح، به اذن خدا، هر امري (و تقديري) را فرود ميآورند". آنگاه ميفرمود:
"پس از اين كه خداي متعال فرموده است: "من كل امر"، (هر امري)، آيا چيز ديگري باقي
خواهد ماند؟" ميگفتند: نه … (7)
چنانكه "قرآن
كريم" تا قيام قيامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نيز همواره هست و همو "حجت" است.
و پس از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، اين مقام، از آن جانشينان پيامبر
است. و همين دو واقعيت بزرگ است (يعني: وجود شب قدر در هر سال، و وجود صاحب شب قدر
در هر عصر)، كه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، از آنها، اين چنين ياد ميكند:شب
قدر، در هر سال هست. در اين شي امور همه سال (و تقديرها و سرنوشتها) فرو فرستاده
ميشود، پس از درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز، اين شب، صاحباني دارد …
صاحب
شب قدر
هنگامي كه در
شناخت قرآني، به اين نتيجه ميرسيم كه "شب قدر" در هر سال هست، بايد توجه كنيم كه
پس "صاحب شب قدر" نيز بايد هميشه وجود داشته باشد – چنانكه در احاديث آمده است(8) –
وگرنه فرشتگان بر چه كسي فرود ميآيند؟ و كتاب تقدير را نزد چه كسي ميگشايند؟ و
مجاري امور را، به اذن خدا، به چه كسي ميسپارند؟
هدايت و
ولايت "تكويني"، از هدايت و ولايت "تشريعي" جدا نيست. عكس اين قضيه نيز صادق است.
پس چنانكه "قرآن كريم" تا قيام قيامت هست و "حجت" است، صاحب شب قدر نيز همواره هست
و همو "حجت" است. و پس از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، اين مقام، از آن
جانشينان پيامبر است. و همين دو واقعيت بزرگ است (يعني: وجود شب قدر در هر سال، و
وجود صاحب شب قدر در هر عصر)، كه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، از آنها، اين
چنين ياد ميكند:
شب قدر، در
هر سال هست. در اين شي امور همه سال (و تقديرها و سرنوشتها) فرو فرستاده ميشود،
پس از درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز، اين شب، صاحباني دارد …
بسيار جالب
توجه است كه عالمان اهل سنت نيز، در مواردي اين حقايق را به صراحت گفتهاند، از
جمله در شرح "حديث ثقلين".(10) حديث ثقلين، حديث مشهور و متواتري است، كه صدها مدرك
سني و شيعه آن را نقل كردهاند و يكي از مسلمترين حقايق اسلامي و احاديث نبوي است.
پيامبر اكرم، در اين حديث شريف، ميفرمايد:
- من، در
ميان شما امت، دو شئ گرانقدر ميگذارم و ميروم، تا هنگامي كه به آن هر دو چنگ زنيد
(و از هر دو با هم و در كنار هم پيروي كنيد)، گمراه نخواهيد شد. يكي از اين دو،
كتاب خداست و عترت من (ائمه طاهرين عليهم السلام).(11)
درباره اين
حديث، عالمان و محققان اهل سنت، بيانات بسيار مهمي دارند. در اينجا، به عنوان
نمونه، يكي از آن بيانات را ميآورم. محدث معروف، ابن حجر هيثمي مكي شافعي، مولف
كتابهايي چند، از جمله "الصواعق المحرقه"، ميگويد:
- احاديثي كه
از پيامبر رسيده است و در آنها تأكيد شده است بر پيروي از خاندان پيامبر و چنگ زدن
به هدايت آنان ميفهماند كه هميشه، تا قيام قيامت، كسي از خاندان پيامبر وجود دارد
كه شايسته رهبري و هدايت است، چنانكه قرآن نيز تا به قيامت راهبر و هادي است. و
براي همين (كه هميشه كسي از ايشان در جهان هست)، آنان سبب ايمني و بقايند براي اهل
زمين …
واقعيت بزرگ
و محتواي سترگ است كه علامه مجاهد، و مرزبان حماسه جاويد، حضرت ميرحامد حسين
نيشابوري هندي نيز آن را يادآور ميشود. وي ميگويد:
حديث ثقلين
چنانكه برهان با هر امامت ائمه اثناعشر – سلام الله عليهم – عموما، و سلطان قاهر
خلافت بلافصل جناب اميرالمؤمنين – عليه السلام – خصوصا ميباشد … همچنين اين حديث
شريف، دليل واضح امامت امام دوازدهم – عليه السلام – و حجت قائمه وجود و بقاي آن
امام عصر – عجل الله طهوره – نيز هست، زيرا كه اين حديث شريف، بلاشبهه، دلالت بر
موافقت و ملازمت كتاب و عترت، تا به قيام قيامت … دارد. پس چنانكه قرآن مجيد، تا به
يوم آخر، باقي است، همچنين از عترت معصومه جناب رسالت مآب صلي الله عليه و آله، كسي
كه امام زمان، و حجت وقت باشد، بقاء او لازم و حتمي است.(12)
علامه
ميرحامد حسين، سپس ياد ميكند كه گروهي از دانشمندان و حافظان حديث و بزرگان اهل
سنت، به اين حقيقت، تصريح كردهاند، و در توضيح "حديث ثقلين"، به اين امر عظيم توجه
كردهاند، دانشمندان و حافظاني چون:
شهاب الدين
دولت آبادي در كتاب هداية السعداء.
نور الدين
سمهودي در كتاب جواهر العقدين.
شهاب الدين
ابن حجر هيثمي مكي در كتاب صواعق المحرقه.
كمال الدين
جهرمي در كتاب براهين قاطعه.
عبدالرؤوف
مناوي در كتاب فيض القدير.
ابو عبدالله
زرقاني مصري در كتاب شرح المواهب اللدنيه.
احمد بن
عبدالقادر عجيلي در كتاب ذخيره المآل.
مولوي حسن زمان در كتاب قول مستحسن.(13)
من، پيش از
نقل سخنان علامه ميرحامد حسين هندي، گفته ابن حجر هيثمي را، در توضيح حديث ثقلين،
از كتاب "عبقات" نقل كردم.(14) و آن، نمونهاي است از گفتههاي دانشمندان ديگر اهل
قبله.
باري، سخن
درباره شب قدر بود. در فصل آينده، درباره اهميت "شب قدر"، از نظرگاه دو قانون عظيم
حاكم بر كاينات، سخن خواهيم گفت، يعني: "قانون وساطت در فيض"، و "قانون اجمال و
تفصيل در خلق و تقدير". در اينجا همين اندازه تأكيد ميكنم كه مسئله "تداوم تقدير"،
و "تداوم مجري تقدير"، مسئلهاي حتمي و قانوني الهي است. و قانونهاي الهي، هرگز
تبديل نميپذيرد، و تغيير نميكند.(15) اين دو واقعيت توامان و هميشگي است، همواره
بوده است و هست و خواهد بود.
در اين مقام،
از حضرت ابن الرضا، امام جواد عليه السلام تعليمي رسيده است. خوب است خلاصه آن
تعليم را، در اين مقام بياوريم، كه بيان ولوي همين حقيقت حقه، و واقعيت ثابته است:
خداوند
متعال، شب قدر را، در ابتداي آفرينش دنيا آفريد. همچنين در آن شب، نخستين پيامبر و
نخستين وصي را آفريد. در قضاي الهي چنان گذشت كه در هر سال شبي باشد، كه در آن شب،
تفصيل امور و مقدرات يك ساله فرود آيد …
بيشك
پيامبران با شب قدر در ارتباط بودهاند. پس از پيامبران نيز، بايد حجت خدا وجود
داشته باشد. زيرا زمين از نخستين روز خلقت خود تا آخر فناي دنيا، بيحجت نخواهد
بود. خداوند در شب قدر، مقدرات را به نزد آن كس كه اراده فرموده است (وصي و حجت)
فرو ميفرستد. به خدا سوگند، روح و ملائكه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات
امور را نزد او آوردند و حضرت آدم در نگذشت مگر اين كه براي خود وصي و جانشين تعيين
كرد. همه پيامبراني كه پس از آدم آمدند نيز، بر هر كدام، در شب قدر، امر خداوند
نازل ميگشت و هر پيامبري، اين مرتبت را، به وصي خويش ميسپرد… (16)
در اين حديث
شريف و تعليم بزرگ – كه تنها بخشي از آن آورده شد – نكتههاي مهم چندي است، كه از
نظر شناخت و معرفت، در خور توجه بسيار و فراگيري عميق است. و شناخت واقع وجود و
ماهيت جهان و روابت كائنات و قوام ماهوي حقايق، بدون اين معرفتها و معرفت اين
نهادها و پيوندها، جز شناختي پيوستهاي و قشري نخواهد بود، چنانكه "قرآن كريم"
درباره علمهاي كساني كه از اين حقيقتها بياطلاعند، فرموده است:
يعلمون ظاهرا" من الحياة الدنيا … (17)
- اينان،
تنها صورتي ظاهري، از جهان و زندگي جهان، ميشناسند.
البته شناخت
ظاهر اشياء و جهان، منافات ندارد با پيبردن به خواص پارهاي از اجسام و فلزات و
تركيبات شيميايي و معادن، و اطلاع يافتن از مقداري از كهكشانها… و اختراع برخي
وسايل رفاهي و مسافرتي و جنگي و پزشكي و اطلاعاتي و كيهان نوردي. اينها نيز – به
گونهاي – هنوز همان صورت ظاهر است، در قياس با درك حقايق. باري، سخن درباره
نكتههايي بود، كه در حديث مذكور، آمده است. در اينجا به پنج نكته اشاره ميكنيم:
1. ضرورت
وجود نظم و تقدير، تا جايي كه نخستين چيزي كه از اين جهان آفريده ميشود، شب قدر
است – يعني: ظرف زماني تقدير و تنظيم امور.
2. ضرورت
وجود اجرا كننده، به گونهاي كه ميبينيم همراه ظرف زماني تقدير، دست اجرا كننده
نيز پديدار ميگردد.
3. ضرورت
وجود حجت، در جريان امور، كه همان اجرا كننده مقدورات است به اذن خدا، و خليفه
خداست: پيامبر، يا وصي پيامبر.
4. ضرورت
واسطه فيض، در پيوند باطني عالم، كه همان ولي و حجت است، و وجود او مقدم است بر
ديگران.
5. ضرورت
تداوم سنتهاي الاهي تاريخ، و استمرار آنها، بيوقفه و بيگسست، تا هنگامه رستاخيز
و قيام قيامت.
پس مينگريم
كه شب قدر و تقدير، از نخستين هنگام آفرينش اين جهان بوده است، و در امتهاي پيش از
ما نيز مورد توجه قرار داشته است. گفتهاند: امتهاي پيشين نيز در طلب شب قدر
بودهاند، و به اين شب و اهميت آن توجه داشتهاند.(18)
پاورقيها:
1. در برخي
از احاديث، "روح" را – در اين آيه – "جبرئيل" گفتهاند، و در برخي، مخلوقي با
عظمتتر از ملائكه و جبرئيل.
2. "و قال
شيخنا الصدوق، فيما املي علي المشايخ، في مجلس واحد، من مذهب الاماميه: و من احيي
هاتين الليلتين بمذاكره العلم فهو افضل" – يعني: شيخ بزرگوار صدوق، در بيانيهاي كه
در محفل مشايخ حديث درباره مذهب تشيع عرضه داشت گفت: "افضل اعمال، در شب قدر،
مذاكره علم است" – "مفاتيح الجنان"، فصل "اعمال مخصوصه شب قدر"، ص 226- 227.
3. همچنين
آيات آغاز "سوره دخان" كه ذكر آنها خواهد آمد.
4. "شب
زندهداري و عبادت كردن و انجام دادن كار خير، در اين شب، بهتر است از شب زندهدار
و عبادت و كار خير، در هزار ماه، كه شب قدر نداشته باشد"، "مجمع البيان"، ج 10، ص
520. هزار ماه، 83 سال و 4 ماه است.
5. "كشف
الاسرار"، ج 10، ص 559.
6. "مجمع
البيان"، ج 10، ص 518.
7. "اصول
كافي"، كتاب الحجه، "باب في شأن انا انزلناه في ليلة القدر و تفسيرها"، حديث 5.
8. كتاب
پيشين، همانجا، حديث 7.
9. كتاب
پيشين، همانجا، حديث 2.
10. نام اين
حديث مهم و مشهور اسلامي، از همين كلمه "ثقلين" كه در آن آمده گرفته شده است.
11. "عبقات
الانوار"، مجلدات "حديث ثقلين"، چاپ اصفهان.
12. همان
مأخذ.
13. "عقات"،
ج 3، ص 65-66.
14. كتاب
پيشين، ج 3، ص 66-68.
15. سوره
اسراه (17)، آيه 77، سوره احزاب (33)، آيه 62، سوره فاطر (35)، آيه 43، سوره فتح
(48)، آيه 23.
16. "اصول
كافي"، كتاب الحجة، "باب في شأن انا انزلنا …". حديث 2.
17. سوره روم
(30)، آيه 7.
18. تفسير
"كشف الاسرار"، ج 10، ص 559.
"استاد محمدرضا
حكيمي"