كليات زندگانی

پس از دوران خلافــت حضرت امير المؤمنــين علي (ع) امامان شيعه هرگز فرصــت تشكيل حكومــت نيافتند

 وهمواره به عنوان يك اعــتراض دربــرابر حكومت خــلفاء غاصب كه اسلام را به انــحراف كشاندند به تــربيت

 شاگردان ومصون نگاه داشتن حقيقت اسلام از آميختن آن با انحرافات وشبهات همت گمــاردند اوج اعتراض

 امامان شيعه را مي توان در انقلاب عاشورامشاهده نمود . دوران يزيد از تاريكترين روزگاران تاريخ اسلام به

 شمار مي رود كه فتنه از همه سو درخت اســلام را در برگرفته بود وخزان ناراستيها برآن سايه افكنده بود

حسين بن علي (ع) در چنين هنگامي حج نا تمام را در كربلا تمام كرد وهدف از قيام خويش را اصلاح امت

 پيامبر وبر پايي امر به معروف ونهــي از منكر بيان نمود پس از شهادت حسين بن علي (ع) زمينه مشاركت

 در حكومت رسمي از امامان شيعه دريغ داشته شد وهر يك از امامان با شيوه هاي خاص خــود ومنطبق با


 وضعيت سياسي واجتماعي به فعاليت هاي هدايتي خويش تداوم بخشيدند

پس از شهادت حسين بن علي (ع) شيعيان به نزد سليمان بن خزاعي جمع شدند وي بزرگ شيعيان در آن

 روزگار بود. سليمان نامه اي به مدائن ونامه اي به بصره نوشــت وآنان را به خونــخواهي حسين ترغيب نمود

 آنان دعوت سليمان را اجابت نمودند . پــس از مرگ يزيد در سال 64 هـ مخــتار نيز با تــحريك شيعيان دست


 به قيام زد.

دوران امام سجاد از يك سو دوران قيامهاي مردمــي به خونخواهي امام حسين (ع) بود از سوي ديگــر زمينه

 حركت مستقل امام سجاد (ع) براي قيام ومبارزه مهيا نساخت. لذا امام با برافراشتن پرچم مناجات وگنجاندن

 فرامين سياسي ، اخلاقي واجتماعي در بطن ادعيه واذكار به هدايت مردم مي پرداختند.


به جز حضرت امير المؤمنين علي (ع) ودوران كوتاه خلافــت شش ماهه امام حسن (ع) وروزگار ولايت عهدي

 حضــرت امام رضا (ع) امــامان شيعه مســتقيما فرصت حكومت نداشــته اند وبيشتر به عنوان رهــبري ديني

 وپيشوايي مذهبي مردم شناخته شده اند
 

پيشواي پنجم شيعيان در اواخر دوران اموي مي زيسته است وي زمينه اي براي تربيت شاگردان بسيار يافت

 وبه تعلــيم علــوم الهــي پرداخــت دوران درخــشان علــمي امام محــمد باقر وامــام جعــفر صادق (ع) باعث

 زدودنانحرافات از چهره اسلام ومعرفي حقيقت اسلام گرديد.


اسلام دوگانه اي كه از زمان معاويه تا زمـان عباسيان رواج داشت ودر آن اسلام حقيقي كم رنگ وكــم جلوه

 وبر پرده اي از ابهام پنهان مانده بود با تلاشهاي علمي اين دو امام بزرگوار چهره نمايان ساخت. ( ابو العباس

 سفاح) اولين خليفه عباسي به سبب منزلت علمي امام صادق ونيز نشان دادن چهره اي ملايم از عباسيان


 ومشروعيت بخشيدن به حكومت خويش به تكريم امام پرداخت وزمينه بر پايي مجالس علمي را براي ايشان

 فراهم نمود.


اما پس از در گذشت وي (منصور دوانيقي) روز گار را بر امام (ع) سخت گرفت وسر انجام نيز جز به شهادت

 امام رضايت نداد پس از شهادت امام جعفر صادق (ع) امام موســي الكاظم(ع) پيشواي مذهبي مردم شــد

 دوران امام كاظم(ع) مقارن با دوران اقتدار عباسيان يعني هارون الرشيد است. هارون الرشيد امام را دستگير

وبه زندان فرستاد امام كاظم(ع) در زندان هاي متعددي محبوس بود وسر انجام در سال 183هـ مسموم شد

 وبه شهادت رسيد.


دوران امام رضا (ع) با ديگر امــامان اخــتلاف چــندي دارد . اولا بر خــلاف امــامان گذشته محل پيشواي امام
 
رضا(ع) از مدينه وعراق به خراسان منتقل شد وعملا امام در ميان پارسيان امدند ثانيا، قيامهاي علويان عليه

 عباسيان فروكش نمود چرا كه امام به مقام ولايت عــهدي مامون منصوب گرديده بود وثالثــا امــام به عــنوان

 عالي ترين مقام حكومتي پس از خليفه قرار گرفته بود هر چند ولايت عهدي به اين گونه موافق نظر حضرت

 نبود .


سر انجام حكومت نتوانــست عدالــت امام را تحمل نمــايد وامام به شــهادت رســيد. امام جواد (ع) اگر چه

 بواسطه فضل خود در نزد مامون مقام ارجمندي داشــت به حدي كه مامــون دختــرش ام الفــضل را به عقد

ايشان در آورد اما پس از مرگ مامون معتصم هشتمين خليفه عباسي وبرادر مامون منزلت علمي ومحبوبيت

 امام جواد را تحمل نتوانست وبه واسطه همسرش ام الفضل دختر مامون امام را مسموم نموده وبه شهادت

 رساند.





دوران امامت امام هادي علیه السلام

پس از شهادت حضرت امام جواد (ع) به واسطه فتنه اي كه معتصم نمود وتوسط ام الفضل اجرا گرديد زمام

 هدايت به امام هادي سپرده شد.


اگر به نحوه شهادت امامان شيعه تا زمان امام دهم توجه شود اين تاسف را گريزي نيست كه جز امام علي

ع) وحسن بن علي (ع) كه به شمشــير كين به شهادت رســيده اند اگر چه مظــلومانه ، اما شــهادت ديگر

 امامان مزورانه است.شــهادت ابــهام آميز ديگــر امامان به واســطه سمّ بيانگر اين موضوع اســت كه هر يك


از امامان مورد توجه خاص شيــعيان بوده اند وحكومت از اين محوريت شدن ، وحــشت داشته اند ديگر اينكه

 واژه شهادت همواره در ميان شيعيان از تقــــدس ويژه اي برخورد ار بوده است وحــاكمان وحشت داشتند كه

 اين تقدس در مورد امامان ظهور و نمود يافته . به همين دليل اگر به نحــــوه شــهادت ديگر امامان توجه كنيم

 اكثر آنان به واسطه سمّ به شهادت رسيده اند.


امام هادي (ع) در محلي به نام (صريا ) در حوالي مدينه شهر پيامبر در نيمه ماه ذي الحجه 212 هـ ق جهان

را به وجود خويش آراست البته اقوال ديگــري نيز در مورد تاريخ ولادت ايشــان نقل گرديده كه مشهورتر همان

 است كه ذكر شد . علي بن محمد(ع) شش ساله بود كه مامون از دنيا رفت ومعتصم برادر وي زمام امور را به دست گرفت.


قابل ذكر است كه شهادت امام رضا (ع) در سال 203هـ ق واقع شد وپس از شهادت امام رضا (ع) امام جواد

 (ع) مدت 14 سال از امامت خويش را دوران مامون گذرانده است.


سال تولد علي بن محمد هادي (ع) مقارن با لشگر كشي اعراب آفريقايي مسلمان به جزاير (سيسيل) بود .

سيسيل در آن هنگام تحت حكومت روم شرقي اداره ميشد امّا حاكم آنجا (اومينوس) كه به توطئة روميان در

 مورد قتل خويش پي برده بود از مسلمانان كمك  خواست ومسلمانان به كمك وي آمدند.


حضور مسلمانان در (سيسيل) باعث شد كه آنان متوجه ايتاليا شد وبرجنوب ايتــاليا مسلط شدند وتا پشــت

 دروازه روم پيش رفتند ودو كليساي (پطرس (وبولس) را فــتح كردند


اين روزگار يعني اوايل قرن ســوّم هجري اوج پيشــرفت مســلمانان وكشورگشاي ســر داران اســلام است.

اگر چه اقتدار حكام اسلامي در بيرون از مرزها به ايجاد تمدن بزرگ اسلامي انجاميد كه باعــث شكوه وقدرت

 مسلمانان گرديده اســت واين دوران ، خفقان قرون وســطي در اروپا است ، اما در درون مــرزهاي اســلامي

 حكام از حقيقت اسلام فاصله گرفته بودند ودين داران حقيقي مجال حركت وهدايت مردم را نداشتند

 .





موضع امامان شيعه

امامان شيعه به سه شيوه براي بازگشت به حقيقت اسلام وسنت پيامبر اقدام نموداند.

الف) تشكيل حكومت اسلامي

ب) ايجاد انقلاب ودگرگوني

ج) تقويت حركتهاي اسلامي:
 
هدايت مردم وتقويت جنبشهاي مردمي


نزديكي به خلفا وتاثير گذاري بر آنان براي ايجاد محيطي مناسب جهت مبارزه با حركتهاي انحرافي ومهيا

 سازي زمينه هاي پذيرش عدالت ومعنويت.


در در دوره اي از دوران امامت امامان دوازدگانه مجالي دست داد تا مردم اقبال به خلافت امام نشان دادند

 وايشان را به پذيرش خلافت وحكومت ترغيب نمودند.


امام علي (ع) به اصرار امّت خلافت مسلمين را به دست گرفت وجامعه اسلامي را بر اساس قرآن وسنت

وبا معيار عدالت ترسيم نمود . حكومت عملي علي (ع) الگوي مناسب تاريخي از نوع حكومت اسلامي

 است.


از سوي ديگر گسترش فساد وزندگي در باري وگريز از عدالت خواهي امام حسين (ع) را به قيام وايجاد

انقلاب تشويق كرد وامام براي اصلاح امت وحكومت دست به قبضه شمشير برد تا انحراف پيش آمده در
 
اداره حكومت را اصلاح وصلاح برساند .


به تعبير بسياري از نظريه پردازان استحاله ارزش ها نقطه عطف وشايد مهمترين وجه مشخصه يك انقلاب

 است وبه عقيده ( آرنت) با وقوع انقلاب سير تاريخ ناگهان از نو آغاز ميشود وداستاني كاملا جديد كه هيچ

 گاه گفته يا دانسته نشده به زودي آشكار مي گردد.


( ديانيوس) انقلاب را بمــثابه يك تحــول جامع و بنــيادين در اســطوره مســلط نظم اجتماعي مي شناسد .

اگر اين تعاريف را در مورد انقلاب صادق بدانيم ، قيام حسين بن علي (ع) را عليه حكومت يزيد بايد يك انقلاب

 ناميد انقلابي كه بازگشت به هويت پيشين اسلام بود.


در واقع پس از انقلاب حسين بن علي تا زمان امام رضا (ع) جهت گيري ديگر امامان تقويت مفاهيم وارزشهاي

 قيام امام حسين (ع) وگسترش اين تفكر بوده است

قبول ولايت عهدي امام رضا (ع) آغاز شكل گيري استراتژي جديد تقابل است وحكومت وتكــامل جنبــشهاي

 
كري و سياسي و اجتماعي شيعيان را نويد مي داد. امام رضا (ع) با قبول ولايت عهدي تا مركز خلافت نفوذ

 كرد وزمينه ايجاد شكاف دربدنه حــكومت را فراهــم آورد. حتي خويشــاوندي امامــان با خــلفا نيز نه از روي

 استيصال وگردن نهادن به جبر آنان بلكه استفاده استراتژيك از مقاصد حكام وخلفا عليه خود آنان بوده است.


دوران پس از امامت امام رضا (ع) دوران بلوغ ســياسي ، اجتــماعي جنبشــهاي اسلامي وتعميق حركتهاي

 اصلاحي است.


امام هادي (ع) بر اساس خط مبارزاتي نفوذ كه از زمان امام كاظم (ع) آغاز شــد وتوسط امام هــشتم وامام

 نهم (ع) تداوم يافته بود در يك اقدام چند منظوره فراخوان خليــفه را براي حضور در پادگان نظامي پذيرفته ودر

 انجا سكني گزيد امام در پذيرش اين امر اهداف چندي را تعقيب مي نمود كه از آن جمله :


1- حضور ونفوذ در پادگان دشمن واستحاله وجذب نيروهاي مخالف.

2- سرگرم سازي وغافلگيري دشمن ومصونيت بخشي فعالان وفعاليتهاي سياسي.

بنا براين محور اصلي حركت وفعاليت امام هادي بر اساس طرح گذر به عصر غيبت ، تعميق وتعميم شبكه

 ارتباطي وگسترش تشكيلات خودگردان در ولايات اسلامي است.


اسناد ومدارك تاريخي نشان ميدهد كه امام منطقه وسيعي از قلمرو تحت نفوذ اســلام حد فاصل ايران تا
 
مصر وعراق تا يمن را به چند ايالت بزرگ تقسيم نموده وهر ايالتــي را نيز به حوزه هاي كوچــكتر وبراي هر
 
ايالتي يك وكيل ونـماينده از ســوي خــود كه در حكم رئيــس تشكيلات خود گردان كاربري داشته گزينش و

منصوب نمود وبدين ترتيب به نوعي از ســازماندهي غير رســمي امّت قيام واقــدام كرده است . محــمد بن

 عيسي مي نويسد امام هادي (ع) به موالي بغداد ، مداين واهالي بين النهرين وتوابع آن نامه اي بدين گونه

 نوشت ، من منصب علي بن الحــسن بن عــبد ربه ووكلاي قبلــي خود را به ابو علي بن راشد واگــذاركردم.


فرمانبري او چون اطاعت از من لازم است ونافرماني او همانند نا فرماني از من است.






نام : علی

لقب : هادی نقی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر :محمد

نام مادر: سمانه مغربیه

تاریخ ولادت : 15 ذی الحجه یال 212 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 33 سال

مدت عمر :42 سال

تاریخ شهادت : 3 ماه رجب سال 254 هجری

علت شهادت: طعام زهر آلود

نام قاتل : متوکل عباسی

محل دفن : سامراء

تعداد فرزندان : 4 پسر و1 دختر



میلاد فرخنده :

سحرگاه روز 15 ذی الحجه هنگامی که خورشید اشعه تابناک خود را بر روی زمین می گسترد مولود مسعود
 
خاندان رسالت حضرت امام علی النقی (ع) دیده بر جهان بازگشود نوزادی که باعث سربلندی وافتخار اسلام

 گردید وعمر خود را در راه اعتلای تعالیم ارزنده اسلام مصروف داشت ودر پیشبرد هدفهای الــهی از هیچ نوع

 کوشش وفعالیت ومجاهده مضایقه ننمود .

او در تیره ترین دوران اختلافات خلفای عباسی همانند پدر بزرگوارش به توسعه وگسترش آئین اسلام پرداخت

 
واصالت تعالیم اسلامی را از گزند حوادث وآفات محفوظ داشت .

او از همان دوران نوجوانی از آن هنــگامی که در مکــتب پــدر بزرگوارش درس علم ومعــرفت می امــوخت به

 راهنمائی وارشاد مردم می پرداخت ودر مکتب عالی دانش وفضیلت خود ، گروهـهائی از علاقه مندان وارادت

 ورزان خاندان نبوت را می پروراند .

او در عصر خود در دانش وفضیلت وشرف انســانی ، مجاهدتهای اســلامی نظیر وهمتا نداشت وعلاقــمندان

 همچون پروانه گرد شمع وجودش می گشتند واز خرمن علم ودانش وفضیلت او بهره ها می بردند .

سال ولادت

دهمین ثمره باغ ولایت ودوازدهمین نهال خعصمت وطهارت ونخستین فرزند برومند پیشوای نهم در سال 212

 هجری در یکی از محلات مدینه شهر نورانی پیامبر بزرگوار اسلام در محلی که موسوم به « صریا» بود دیده
 
بر جهان گشود وبه زیباترین نامی مه در خاندان رسالت سابقه دیرین وخوش خاطره ای داشت موسوم گردید

 پدر ارجمندش برای وی نام « علی » را برگزید

او که همانند جد بزرگوارش مأ موریت دفاع از اسلام واحیای حقوق مسلمانان را از جانب پروردگار عالم بعهده

 داشت همان کنیه ی جدش را بر خویشتن انتخاب کرد وبه ابوالحسن موسوم گردید .

لقب ابن رضا درخشان ترین عنوان وشهرت او ودیگر پیشوایان معصوم بعدی بود که آنروزهــا همچون ســتاره

 درخشان در میان دهها القاب دیگر بر تارک وی می درخشید . از دیگر القاب آن حضرت می توان هادی ، ناصح

 عالم ، فقیه ، امین ، عسگری ، دلیل ، فاتح ، نقی و مرتضی را نام برد چنانچه امروز بیشتر دوستداران و

شیعیان او را با لقب مشهور « هادی » میشناسند

آن حضرت تحت تربیتهای الهی ومعنوی پدر ، هفت سال واندی زندگی کرد وبعد از وفات پدر درخــشان ترین

 وشامخ ترین چهره ی اسلام بود که مشکلات فقهی وعلمی جهان اسلام را با دانش وبینش خود حل وفصل

 می نمود .

مادر

مادر عزیز ومهربانش ، بانوی با فضیلت وتقوی ودانشمدندی یود در نهایت فداکاری ودلسوزی که یکی از بانوان

 صالـــح ودرستکار شایســته ی روزگار خود محــسوب می گــشت بحــدی که خود امام ع دربــاره ی او چنین

 میفرماید :

«
مادرم عارف وآشنا به مقام امامت وولایت بود . او با عنایت ولطف پروردگار اهل رحمت وبهشت است . هرگز
 
فریب شیطان ومکر و کید تجــاوزکار وستکــگر را بــخود ندید واز نظــر رتبه ومقام کــمتر از مــادر انبیاء ومردان

 شایسته ی الهی نبود ...» .

نام گرامی وی « سمانه » معروف به سیده وصاحب کنیه « ام الفضل مقربیه » از شاهزادگان رومی بود که

 به اسارت لشکر مسلمانان در آمده بود وبه عنوان « ام ولد » آزاد گردید وافتخارهمسری امام را پیدا نمود او

 یکی از آشنایان حقیقی به مقام ولایت کبری واز مدافعین سرسخت زعامت وخلافت الهی بود .

تعیین امامت آن حضرت

پیشوای نهم جز علی وموسی فرزند دیگری نداشت واز آنجــا که میان علــی وموسی در دانــش وتقــوی و

 پرهیزکاری وفضایل معنوی از وجــود تا عــدم واز زمــین تا آســمان فاصله وجود داشت برای هیچ انسانی این

 شبهه پدید نمی آمد که او پیشوائی رقیب امــام هادی (ع) گردد بخصــوص که بارهــا حضرت هــادی از طرف
 
پدر عالیقدرش امام جواد (ع9 تصریحاً به امامت تعیین گردیده بود .


در مرگ پدر

هشت سال از عمر شریفش نگذشته بود که غبار یتیمی بر چهره اش نشست در سـال 220 هجری در آخر

 ماه ذیقعده پدر بزرگوار وجوان خود را از دست داد ؛ پدری که نمونه بارز علم وتقوی وفضـیلت وشجاعت مظهر

 مبارزه با ظلم وستم وپناه درماندگان وبیچارگان بود .

مدت عمر وزندگی اش از نظر زمان بسیار محدود بود چون فقط 25 سال در این جهان زندگی کرد که هــفت
 
سال وچند ماه دوران پدر ئهفده سال بعدی از وی دوران امامت وپیشوایی او بود که دختــرش ام فــضل را به

عقد ازدواج او درآورد سپس دوران حکومت معتصم را دید که در اوایل حکومت او بود که امام جواد در بغداد به

 شهادت رسید و در کنار قبر جد بزرگوارش امام موسی بن جعفر (ع) مدفون گردید وامروز به نام کاظمین

 معروف ومشهور است .

سالهای امامت

سالهاي امامت آن حضرت مصادف بوده است با قسمتي از خلافت معتصم و تمام خلافــت متوكل و منــتصر

 و مستعين و در زمان خلافت المعتز بالله وفات يافتند

امام هادی (ع) در مدينه اقامت داشتند تا اينكه متوكل در سال 232 ق به خلافت رســيد. چنانكه در تواريخ


 مذكور است متوكل به حضرت امير (ع) و اهــل بيت كينه شديدي داشت و كساني كه دور و بر او بــودند به

 بغض و عداوت با آل علي شهرت داشتند و از جمله آنها عبد الله بن محمد بن داود هاشمي معروف به «ابن

 اترجه» بود متوکل از امام جهت مسافرت به بغداد دعوت نمود و يحيي بن هرثمه را مأمور اين كار كرد هرثمه

 آن حضرت را در سال 233 ق به سامرا برد

رفتار متوكل با امام به ظاهر محترمانه بود ولي پيوسته او را تحت نظر داشت و گاهي به حبس، توقيف و يا

 جستجوي منزل آن حضرت امر ميكرد .

آثار آن حضرت

1 )
رساله اي در رد اهل جبر و تفويض و اثبات عدالت و منزلت بين المنزلتين .

2 )
مجموعه پاسخهايي كه به پرسشهاي يحيي بن اكثم قاضي القضات بغداد داده اند

3 )
مجموعه اي از احكام دين كه ابن شهر آشوب در مناقب از خيبري و حميري و از كتاب مكاتبات الرجال از

 عسكريين نقل كرده است

زیارت در کلام امام هادی علیه السلام

زیارت انسانهای وارسته,موجب بقا و استمرار حیات علمی و معنوی آنان می گردد, آنچنان که در حدیتی از

 پیامبر اکرم (ص)1 اتر زیارت امامان و پیامبران بعد از مرگ همسان اتر زیارت ایشان در حیات است و همان آثار
 
و سازندگی را برای انسان دارد.

یکی از برترین زیارات ائمه (ع) که با فقرات بلندش به اوج وجود ائمه اطهار وبلندای هستی آنان نظر دارد و

 زمینه معرفت و عرفان کاملتر انسان را فراهم می سازد, زیارت جامعه کبیره است که امام علی النقی(ع) آن

 را به شاگرد خویش2 آموخته است که در فصاحت و بلاغت احسن و اکمل زیارات است.

این منشور بلند,هر چند که درلباس شرح فضایل و کمالات انسانهای کامل و خلفای برجسته الهی بیان شده

 است, لیکن معارف عمیق توحیدی آن اسـاس شرک را بر می کند و وجود انسان را از حقیقت و نور ولایــت و

 معرفت سیراب می کند.

امام هادی (ع) در این زیارت ائمه اطــهار (ع) را با جلوه های گــوناگون معرفی کــرده تا زائر از دریچــه های
 
مختلف, ایشان را الگو و اســوه خویش قرار دهد و بر تعالی خود همت گمارد. زیــارت جامعه در مقام امامت

 جایی خالی نمی گذارد تا دیگران آن را پر کنند.

ابتدای زیارت با بهترین تحیت و بزرگداشت, سلام, آغاز می شود و در ادامه بالاترین معارف اعتقادی انبــیا و

 ائمه (ع) را ,که هر کدام در عین سادگی نیاز به تشریح و تبیین دارد, بر می شمارد ; باشد که به تاسی از

 این ذوات مقدسه وجودمان لبریز از ایمان شود:

السلام عليكم يا أهل بيت النبوة وموضع الرسالة ومختلف الملائكة ومهبط الوحي ومعدن الرحمة وخزان العلم

 ومنتهى الحلم وأصول الكرم وقادة الأمم وأولياء النعم وعناصر الأبرار ودعائم الأخيار

 وساسة العباد وأركان البلاد وأبواب الإيمان وأمناء الرحمن وسلالة النبيين وصفوة

 المرسلين وعترة خيرة رب العالمين ورحمة الله وبركاته السلام على أئمة الهدى

 ومصابيح الدجى وأعلام التقى وذوي النهى وأولي الحجى وكهف الورى وورثة

 الأنبياء والمثل الأعلى والدعوة الحسنى وحجج الله على أهل الدنيا والآخرة والأولى

 ورحمة الله وبركاته…..