English français Türk Deutsch Español اردو العربي
|
|
|
|
|
|
نخل رسالت |
|
• دگر ز نخل رسالت ، پديد شد ثمري
پديد شد ثمري ، از نکو ترين شجري
به مرتضي پسري دادبي نظير ، خداي
خوشا چنين پدري ، خرّما چنين پسري
از آن زمان که پديدار گشت باغ وجود
چو او نديد زمانه ، نهال باروري
زبطن فاطمه و صلب ابن عمّ رسول
پديد شد به جهان ، وه چه نازنين گهري
نمود مظهر ذات و صفات حق رخسار
خدا نهاد ز خود در زمانه خوش اثري
دميد صبح سعادت نماند اثر از شام
مسلّم است که هر شام را بود سحري
امير هر دو جهان را عيان شد اورنگي
براي تاج ولايت شد آشکار سري
به بوستان ولايت گرفت سروي جاي
به پيش شمس نبوّت پديد شد قمري
به ذيل دوستيش چنگ زن که در اين دور
ز تيغ حادثه بايد ز مهر او سپري
نگشت راز الوهيّتش عيان آري
در اين جهان که ندارد اساس معتبري
به روز حشر شود کبريائيش ظاهر
شود به نور خدائيش خيره هر بصري
به خوان فضل و کمالش ، چو دسترس نبود
نهاده ام به بر اهل شوق ، ماحضري
|
 |
|
|
|
© حق کپي محفوظ و متعلق به امور حج و زيارت سازمان صدا و سيما مي باشد. 1389-1383
|