نقاشي
بگذار زير پاي تو نقاشي ام كنند
در دومين هجاي تو نقاشي ام كنند
مثل كبوتران شب جمعهء حرم
بگذار در هواي ِ تو نقاشي ام كنند
مثل كتيبه هاي ِ قديم حسينيه
در مجلسِ عزاي تو نقاشي ام كنند
جبريل مي شوم سر سجاده اي اگر
همسايه دعاي ِ تو نقاشي ام كنند
بگذار مثل مَشك پر از آب ، يك غروب
در دست بچه هاي تو نقاشي ام كنند
من نذر كرده ام كه به هنگام مردنم
نزديك كربلاي تو نقاشي ام كنند
حتماً مرا بدون سر و تشنه مي كِشند
روزي اگر براي تو نقاشي ام كنند
آيا نمي شود كه در اين زير سنگها
آقاي من، به جاي تو نقاشي ام كنند؟!